جلسه 6 : احکام فطرت ۲


بسم الله الرحمن الرحیم

اولین حُکمِ فطری که بحث شد، زیربنای سایرِ احکامِ فطری است. که پس از اعترافِ فطری به وجودِ خدایِ یگانه، که دارایِ کلِّ کمالاتِ وجودی است؛ احترامِ مُنعِمِ مُقتدرِ حاضر و... نیز پیامد این اعتراف است. که در هُولِ مُطَّلَع، به عنوان پرسشی آغازین، از این معترفانِ به توحیدِ فطری سؤال می‌شود که آیا من به گونه‌ای مطلق، مقتدر نبودم که تو از دیگر مقتدران و توانایان پروا و تقوی می‌داشتی، اما من در این میان در بی‌تقوایی‌های تو مستثنی بودم؟ که شخص مورد سؤال در این‌گونه سؤال‌های توبیخی، غرق در خجلت می‌شود.

و آیا من نسبت به تو انعام نکردم که همه‌ی وجود تو و آنچه در دست داری، در درون و برونت، از نعمت‌های من است، پس چرا در احترام مُنعِم‌های دیگر که خودشان نعمتِ من هستند و نعمت‌هایشان نیز از من است، کوشیدی و در برابرشان خاضع بودی، و هرگز تخلفی از خواسته‌های آنان نمی‌کردی، اما در برابر من، که همه چیز تو نعمتِ من است، به وسیله‌ی خود نعمت‌هایم با من مخالفت کردی؟ در میهمانی من از خود نعمت‌هایی که به تو ارزانی داشته‌ام با من به مبارزه برخواستی، یا جاهلانه از فرمانم سرپیچی کردی؟ این هم پرسشی است که مسئول را غرق خجلت و شرمندگی می‌کند.

گامی دیگر احترامِ حاضر است. تو در حضورِ اشخاصی گرچه دشمن تو باشند، ملاحظه‌هایی داری و کارهایی را احیاناً در حضور آنان انجام نمی‌دهی، حتی چه بسا که در برابر عکسِ پدرت و مانند او احیاناً بر مبنای خیال برهنه نمی‌شوی! امّا در حضورِ خدا که عالَم و همه‌ی عالمیان محضر اوست، با نعمت‌هایش و در عین قدرت او به مخالفت‌هایی جاهلانه یا عالمانه برخواسته‌ای، و عملی را که حتی در برابر دشمنت انجام نمی‌دهی، زیرا که از او خجالت می‌کشی، در برابر خدا بی‌شرمانه انجام می‌دهی!

این‌ها بخش‌هایی از احکامِ فطرت است که شریعت قرآن و سنت مقدسه‌ی محمدیه (صلوات الله علیه وآله وسلم) بیانگر و روشنگرِ تفاسیرِ این احکامِ فطری است. و این‌که قرآن و سایر کتاب‌های آسمانی، احیاناً به عنوان ذکر و یادواره معرفی شده‌اند، بدین معنی است که شریعتِ ربانی کلاً یادواره‌ی شریعتِ فطرت است. چنان‌که عقل‌ها و علم‌ها وحس‌ها و احساساتِ صادقانه نیز بر مبنای فطرت است. و چنان‌که در این آیه، فطرت به عنوان وجهِ انسان معرفی شده، با توجهِ بایسته و شایسته‌ی چهره‌ی اصلیِ فطرت، و با حالتِ حنافت و دوری از هر باطلی، و زدودن هر غُباری، نظر به شریعتِ حق کردن، خود هدایت کامل و «نورٌ علی نور» است.

تا اینجا به بیان اصلِ فطرت و احکامِ آن بسنده می‌کنیم و چنان که کلِّ مبانیِ اصلی و فرعی دینی بر پایه‌ی نگرشِ صحیحِ فطری است؛ اکنون نگرشی اخلاقی می‌کنیم بر مبنایِ شریعتِ فطرت که تکوینی است، و شریعتِ الله که تشریعی است، با دقت، کوشش و کاوشِ هر چه بیشتر، که مشتمل بر خودخواهی دُرست و خودیابی صحیح، و بر این دو مبنا، خداخواهی و خدایابی است.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته