جلسه 7 : فطرت، عقل، شریعت، اخلاق


بسم الله الرحمن الرحیم

بنابر آنچه گذشت، زیر بنای کلِّ عقاید، اخلاق و اعمالِ شایسته، نگرشی است مستقیم، با چهره‌ی فطرت، به چهره‌ی دینِ حنیف، و طبعاً بر محورِ عقل و تدبّری راستین، که این مثلث، خود مبنای اصلیِ رستگاری در کلِّ جهاتِ انسانی و ترقّیات است. و در حقیقت چنان‌که آیاتِ بسیاری در قرآن شریف متذکّر می‌شود، این قرآن و سایر کُتبِ وحی و روایاتِ وحی، تفصیلاتی است؛ وحیانی و تشریعی، از چهره‌ی تکو ینیِ فطرت، که بر حَسَب تعبیر مکرر، این‌ها همه ذکر است، یادآوری احکامِ فطری است، و تنها فرق آن بین اجمال و تفصیل است.

اجمال آن در فطرت و تفصیلش در کتابِ وحی، و هر دو وَحیانی است. و در این میان، این عقل است که با چهره‌ی وحیِ تکوینیِ فطرت، با زدودنِ کلِّ حجاب‌هایی که بر چهره‌ی فطرت آمده، و با نگرشی عمیق به دین می‌نگرد، با حفظِ حنیف بودنش، که اعراض از مخالفت‌های فطری است.

در این سه مرحله، سه سَلب است و سه اثبات، که در هر دو جهتِ سلبی و اثباتی، مقصود نقش گیری «لا اله الا الله» است. سَلب در فطرت، چنان‌که اشاره شد، نفیِ کلِّ جهاتِ غیرِ فطری یا ضدّ فطری است. و ایجابش بر همان مبنایِ عصمتِ اجمالیِ تکوینیِ فطرت است، که درباره‌ی احکامِ اصلی‌اش به تفصیل سخن رفت. این ضلعِ نخستین.

سپس در ضلعِ سومین، که ضلع شریعت است، همین نفی و اثبات بایستی تحقق پذیرد. که نفیِ آنچه از شریعت نیست و به آن نسبت داده شده، و آنگاه با همان چهره‌ی زیبای خالص، وحی نمودار شود، و این هر دو نفی و اثبات، در هر دو ضلعِ نخستین و آخرین کار عقل است.

البته عقل هم بایستی این نفی و اثبات را داشته باشد. که نفیِ کلِّ جهاتِ غیرِ عقلانی و اثباتِ کلِّ جهاتِ عقلانی است. سپس همین عقل با کلمه‌ی « لا اله الا الله»ِ خود، با چهره‌ی فطرت، به چهره‌ی دین بنگرد. که در این صورت مکلّف، دستِ‌کم از نظر علمی و معرفتی، معصوم می‌گردد، گرچه این عصمت وَحدانی نیست، بلکه بایستی برمبنای «واعتصموا» جمعی باشد و «و أمرهم شوری بینهم» در آن تحقق یابد تا وحیانی شود.

اصولاً اخلاق همان چهره‌ی خدا پسندِ انسانی است، در کلِّ بایدها و نبایدها، شایدها و نشایدها و در اختصاصِ انجامِ مستحبات و ترک مرجوحات، آن هم در بُعد والاتر از شرع نیست. بلکه همان تحقق یافتنِ شرع است در کلِّ احکامِ پنج‌گانه‌اش، در ظاهر و باطنِ انسان، در درون و برونش. چنان که رسول الله (صلوات الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «إنّی بُعِثتُ لِاُتَمّمُ مَکارِمَ الأخلاق». پیش از رسالت اسلامی، همه‌ی کُتُب آسمانی، حامل و شاملِ کلِّ اخلاق‌های انسانی در بُعدی محدود به همان شرایع بوده‌اند و رسول آخرین (صلوات الله عیه وآله وسلم) حامل آخرین پیام ربانی است که به عنوان خلود تا پایان جهان تکلیف، متممِ همان اخلاق دیرین است.

اینجا گروهی از فقهاء از لفظِ اخلاق، نادانسته سوء استفاده‌هایی در احکامی اسلامی می‌کنند و در جاهایی واجباتی را مستحب و یا محرماتی را مرجوح می‌دانند و امر و نهی را در این دو مورد اخلاقی و به معنای رُجحان بر می‌شمارند!

در جمع، اخلاق دارای سه بُعد است: انسان نسبت به خودش و انسان در برابر مردم و باز همین انسان در برابر خدا.

و در این سه، چه در جهتِ درونی و چه برونی، چه آشکار و چه پنهان، باید مؤدب به آداب الله و متخلق به اخلاق الله باشد، که «تخلقوا باخلاق الله». البته «اخلاق الله» مانند خلق الله و خلیفة الله بدین معنی نیست که اخلاق خودِ خدا را در خویشتن منعکس کنیم! زیرا « لیس کمثله شیء»(شوری، ۱۱)مماثِلت در ذات، و اسماء ذات، و افعال ذات را از دیگران سلب کرده است. بلکه «اخلاق الله»، راه و روشی است که خدا در سلوک الی الله در اختیار مکلفان نهاده است، که با دو نیروی معرفت و عبادت، عبادت و معرفت، سالک سبیل الله باشند. از طرفی آیاتی قرآنی، عبادت را هدفِ خلقت دانسته «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»(ذاریات،۵۶) و ا ز طرفی دیگر به عکس این جریان، معرفت را نتیجه‌ی عبادت خوانده « واعبُد ربَّکَ حتی یَأتیکَ الیَقین»(حجر،۹۹). روی این اصل این دو (عبادت و معرفت)، دو بالِ پروازهای مکلفان، در سلوک الی الله هستند، که کلِّ فضاهای معرفتی و عبودیتی را تا بی‌نهایت، در نشئات سه‌گانه بایستی طی کنند.

عبودیت بدون معرفتی دستِ‌کمِ اجمالی، تحقق پذیر نیست. و معرفت هم بدون پیمودن راهِ عبودیت، کامل نیست. و بالاخره در نقطه‌ی اولی معرفتی ربانی لازم است تا در نتیجه عبودیت را به دنبال داشته باشد، و این عبودیت نیز مزیدِ معرفت است. و می‌توان گفت گرچه در آیه‌ی نخستین، اصل آفرینشِ مکلفان برای عبودیت است؛ ولی آیه‌ی دومین همین عبودیت را وسیله‌ی معرفت دانسته، که عبودیتِ بی معرفت، خود بی معرفتی است. ولی اگر معرفت بدون عبودیت بر فرض محال امکان پذیر بود؛ خودِ معرفت بود.

در هر صورت، کوشش و کاوشِ مداوم، برای پر وازی مستقیم و بدون انحراف، با این دو بال برای سالکان الی الله لازم است.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته