جلسه 14 : عبودیت: ۳. معاملة الخلق


بسم الله الرحمن الرحیم

«و اصول معاملة الخلق سبعة: الحلم، والعفو، والتّواضع، و السّخاء، والشّفقة، والنّصح، والعدل والانصاف»

برخورد با مردمان نیز هفت مرحله‌ای است: حلم، عفو، تواضع، سخاوت، شفقت، نصیحت، عدل و انصاف.

۱ . حلم و بردباری

نخست حلم و بردباری است که آیاتی چند این حقیقت را تبیین و تثبیت کرده‌است که بایستی در زندگی پرفراز و نشیب، نشیب و فرازهای دیگران را تحمل کرد. زیرا نخست؛ شخص انسان، محوری مطلق از برای زشت و زیبای اعمال دیگران نیست، و این خودواهی و خودپسندی است که تمامِ افکار و اعمال دیگران را بر طبق میل و خشنودی خویش بدانی.

محور؛ تنها محورِ عصمتِ ربانی است؛ که مایه‌ی اصلی و زیربنای تمامی زندگی‌هاست؛ که به گونه‌ای مطلق اسوه و قُدوة است؛ و نه غیر او که دچار قصورها و تقصیرهایی هستند. در مقام عصمت نیز نبایستی معصوم انتظار داشته باشد که همگان به پای او در راه او باشند زیرا که اولاً این محال است که غیر معصوم همانند معصوم باشد و در ثانی همان‌گونه که سیاست شیطنت گام به گام است، سیاست ربانیت نیز گام به گام می‌باشد؛ که با دعوت دیگران به خیر و سعادت و تحمل نابسامانی‌هایی از آنان؛ به رهبری عاقلانه‌ی خود بایستی ادامه داد، و این خود حلم و بردباری است.

آری حلم و برخوردی پسندیده برای تکامل و پیشبرد دیگران، ولی همین حلم در برابر دشمنانی نابکار که بردباری در برابرشان باعث جری‌تر شدنشان گشته و موجب زیان طرفینی است ناپسند است و بلکه مقتضای حلم این‌جا انعکاس جریان است در خود انسان، که برای بردباری و نگهداشتنِ خود در برابر خطر کوشا باشد.

۲ . عفو

گام دومین عفو است به معنای چشم پوشی از قصورها و تقصیرهای دیگران، بلکه بخششی افزونِ بر آن. چنان‌که در قرآن درباره‌ی رسول گرامی(صلوات الله علیه وآله وسلم) چنین آمده که «تو تنها در سایه‌ی رحمت ربانی با این متخلفانِ جنگی ملایمت کردی که اگر خشن و دل سخت بودی از اطرافت پراکنده می‌شدند»(آل عمران، ۱۵۹)، این بُعد اول عفو است.

بُعد دومش این است که «از آنان درگذری و برایشان استغفار کنی و با آنان در جریان مسایل جنگی مشورت نمایی و چون خود تصمیم گرفتی بر خدای توکل کن»(ادامه آیه ۱۵۹ آل عمران)؛ و اینجا می‌بینیم که با عفو و بخشایش دو بُعدی رسول گرامی اسلام(صلوات الله علیه وآله وسلم) با متخلفانی در جنگ اُحد که تخلفشان موجب شکست مسلمانان گردید، چگونه با بُردباری و عفو در کل ابعادش برخورد می‌کند.

۳ . تواضع

سومین گام تواضع است، که فروتنی در برابر بندگانِ خداست. و در بین سه مرحله‌ی تکبر که خودبزرگی و خودبینی و خودخواهی است و نیز فروتنی با ذلت و خواری که خود از روش ایمانی دور است؛ بایستی بُعدی میانگینِ این دو را پذیرفت، که در برابر مردمانی که شایسته‌ی تواضع‌اند بایستی تواضع کرد، و به ویژه تواضع بزرگتران در برابر کوچکتران به آنان پَر و بال می‌دهد و در راه تکامل و رستگاری آنان را تشویق می‌کند.

اصولاً تکبر در تمام مراحل و در برابر همگان حرام است، زیرا موجب نفرت و دوری آنان است. وانگهی اصولاً تکبر به معنای کبر و بزرگی به خود بستن است و هیچ بزرگی جُز خدا در عالم وجود نیست. آری تواضع در برابر متکبران ناشایسته است، زیرا بر کبرشان می‌افزاید که یا بایستی در برابر آنان بی‌تفاوت بود، یعنی نه تواضع و نه تکبر، و احیاناً برای تنبیه‌شان به مقتضای «اعتدای بمثل» (مقابله به مثل)، بر حسب حدیث «التکبر مع المتکبر عبادة»، با تکبری همانند؛ تکبرشان را پاسخ داد.

۴ . سخاوت

چهارمین گام سخاوت است در برابر بُخل. سخاوت همان بخششی است که دیگران را به خود جلب می‌کند. البته خودِ خدابین و خداخواه و خداراه را! زیرا اگر بخشش و جوشش در راه خودپسندی باشد هرگز پسندیده نیست که انسان بخشش‌هایی فراوان؛ به کسانی انجام دهد که بر محورِ او بگردند؛ و در مقابلش پوزش و او را ستایش کنند!

به ویژه این‌که این بخشش از مال دیگران باشد، تا چه رسد به حقوق الله که تنها باید در راه الله مصرف گردد، که شما برای نمایانگریِ خود و اصالت و محور بودنتان و تحکیم مراتب تکبرتان از اموالِ این و آن مصرف کنی. این سخاوت بَسی مذموم و ناپسند است بلکه نخست بایستی از اموال شایسته و اضافه‌ی بر ضرورت شما باشد، و آنگاه نقشی ربانی داشته باشد، که در راه خدا و به بندگان خدا همچنان بخشایش‌هایی داشته باشی. و چنانچه این بخشش باید از منت و اذیت به دور باشد کما این‌که آیاتی در قرآن بر این مطلب پافشاری دارند.

۵ . شفقت و مهربانی

گام پنجم شفقت و مهربانی است که بایستی با اخلاق و روشی بسیار پسندیده با مردمان و حتی با دشمنان برخورد کنی که آیاتی از قبیل « اِدفَع بِالَّتِی هِیَ أحسَنُ السَّیِّئَةَ نَحنُ أعلَمُ بِمَا یَصِفُونَ»(مؤمنون، ۹۶) و « وَلَا تَستَوِی الحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ اِدفَع بِالَّتِی هِیَ أحسَنُ فَإذَا الَّذِی بَینَکَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کَأنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ »(فصلت، ۳۴) در جمع ناهمواری‌ها و مداوت‌ها را با بهترین راه برطرف کردن است. که حتی دشمنان را به گونه دوستان با شما همراه می‌کند که پس از این هم، آن‌ها را با شما دوستانی حقیقی می‌سازد، آری «إلا الَّذِینَ ظَلَمُوا» در « وَلَا تُجَادِلُوا أهلَ الکِتَابِ إلَّا بِالَّتِی هِیَ أحسَنُ إلَّا الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنهُم»(عنکبوت، ۹۶) اینجا ظالمان و تبهکارانی که هرگز با شفقت و مهربانی؛ عداوتشان از بین نمی‌رود، بلکه در برخوردهای ناجوانمردانه و ظالمانه‌ی خود؛ قوی‌تر می‌گردند؛ دیگر جای شفقت و مهربانی نیست، بلکه به مقتضای شفقتِ با خود؛ دست رد به سینه‌ی آنان زدن است؛ تا زیانِ برخوردشان افزون نگردد.

۶ . خیر خواهی

گام ششم نُصح است که آیاتی از جمله «اُدعُ إلِی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ»(نحل، ۱۲۵) و آیاتی دیگر چه با لفظ موعظه و یا نصیحت؛ بر این مطلب گواه است که وظیفه‌ی مؤمن؛ تنها نگهداشتن خودش و تکامل شخصی‌اش در راه خدا نیست؛ بلکه نسبت به دیگران نیز بایستی زبان، کردار و رفتارش نصیحت گر و خیرخواه باشد.

۷ . عدل و انصاف

و آخرین و هفتمین گام در برخورد با مردم، عادلانه و منصفانه است. که عدل همان انصاف و انصاف همان عدل است. چنانکه مؤمن نسبت به خود بایستی عادلانه رفتار کند، نسبت به دیگران نیز چنان است. و نه آن‌که هر عدل و انصافی را نسبت به خود بخواهد ولی با دیگران برخلاف عدل و انصاف رفتار کند و یا راضی باشد که با آن‌ها چنین رفتار شود.

این گام‌های هفت‌گانه در برابر مردم، جوّی مملو از بُردباری، عفو، تواضع، سخاوت، شفقت، نصیحت و عدالت و انصاف را ایجاد می‌کند؛ که در جمع، مردمان با یکدیگر کمالِ برادری و برابری و کلاً زندگی پسندیده خواهند داشت، نابسامانی‌های اجتماعی کلاً برطرف می‌شود و زندگی‌ها کلاً سامان می‌یابد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته