جلسه 17 : فی العلم


بسم الله الرحمن الرحیم

«العلم أصل کل حال سنی ومنتهی کل منزلة رفیعة وکذلک قال النبی(صلوات الله علیه وآله وسلم) طلب العلم فریضة علی کل مسلم ومسلمة أی علم التقوی والیقین. وقال علی(علیه السلام) : اطلبوا العلم ولو بالصین فهو علم معرفة النفس ومعرفة الرب عز وجل.

قال النبی (صلوات الله علیه وآله وسلم): من عرف نفسه فقد عرف ربه ثم علیک من العلم بما لا یصح العمل به وهو الاخلاص.

قال النبی (صلوا ت الله علیه وآله وسلم) : نعوذ بالله علم لا ینفع وهو العلم الذی یضاد العمل بالاخلاص واعلم أن قلیل العلم یحتاج إلی کثیر العمل لأن علم الساعة یلزم صاحبه استعمال طول دهره... »

علم کلاً بر مبنای کتاب و سنت از ممتازترین امتیازات انسان و دیگر مکلفان و حتی غیر مکلفان می‌باشد، در ۹۵۲ جای قرآن لفظ علم با صیَغ مختلف آمده که ما فقط برمبنای دو آیه از این تعداد سخنانی داریم و پیش از بیانی راجع به این دو آیه مقدمتاً باید گفت:

علم، جهل و جهالت

علم یا مقابل جهل است و یا جهالت. و فرقش این است که جهل این است که اصلاً نمی‌داند، ولی جهالت این است که می‌داند ولی نادانی می‌کند. و در مقابل علمی که ملتزم به آن باشد، علم بی‌جهالت است. و جهالت؛ نادیده گرفتن علم است. چنان‌که در خبر است: «رُبّ عالِمٌ قتله جهله»، چه بسا عالمی که جهلش یعنی جهالتش، که نفسِ اماره است، او را در عینِ علم کشته است. که در حقیقت علمش کشته‌ی جهالت و شهوت است، زیرا یا آن را به کار نمی‌بندد و یا اعمالش بر ضد آن است. ولی علم در مقابل جهل؛ اصل علم است.

نتیجه خودشناسی و شیطان شناسی، خدا شناسی است

تقسیم دیگر: علم یا در راه معرفة الله است که در سه بُعد ترسیم می‌گردد، دو بُعدش مقدمه و سومش نتیجه است، مقدمه خودشناسی و شیطان‌شناسی است که در اثر این دو شناخت شیطنت‌ها را از خود بزُداید و خود را آن‌گونه که خود است با دید فطرت و عقل و علم شناسائی کند، و این خودشناسی و شیطان‌شناسی بر مبنای نگرشی درست در ماسوی الله است که اعمّ از خود و شیطان و سراسر جهان می‌باشد و در نتیجه‌ی این دو معرفت، معرفة الله به دست آید و این علم است که مورد امر در کتاب و سنت اسلامی است.

علم ظاهری

دوم علمی که ربطی به این سه و یا چهار جریان ندارد، بلکه بر حَسَب آیه « یَعلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الحَیَاةِ الدُّنیَا وَهُم عَنِ الآخِرَةِ هُم غَافِلُونَ»(روم، ۷) با چشم سَر؛ تنها ظاهرِ این جهان را می‌نگرد و به باطنِ آن؛ چه در بُعد مبدأ و چه در بُعدِ معاد و چه در بُعدِ حقیقی و ملکوتِ جهان؛ کاری ندارد، که این علم همچون جهل و از آن هم بدتر است، به ویژه علمی که زیان‌بخش باشد. یعنی زیان بیشتری از دیدِ سطحیِ جهان داشته باشد که با این دیدِ سطحی؛ عمقش را، آغاز و انجامش را؛ نادیده گرفتن، و بر ضد مصالح انسانی و غیر انسانی عمل کردن.

نابرابری علم و جهل

دو آیه‌ی مورد اشاره یکی «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون...»(زمر، ۹) که بین علم و جهل در کل نابرابری قطعی مقرر فرموده، البته مقصود همان علمی است که نافع باشد وگرنه علمِ زیان‌بخش بَسی از جهل فروتر است و علمِ فراتر از جهل و جهالت تنها علمی است که در بُعدِ معرفتی گرچه مادی هم باشد نافع است، که برای خود و دیگران سودبخش است گرچه سود اخروی هم احیاناً نداشته باشد.

علم و خشیت الهی

و دیگری «انما یخش اللهَ من عباده العلماءُ...»(فاطر، ۲۸) که با قرینه‌ی خَشیّت مخصوصاً خشیّت مقرون به « انّما» مقصود از این علم، علم و معرفة الله است، آری همان معرفة الله که نسبت به خدا خشیت و خضوع قلبی و سراسری می‌آورد.

خضوع و خشوع

چون خضوع مربوط به ظاهر است و خشوع مربوط به قلب، و قلب که امام الائمه‌ی ادراکات و احساسات و اعضاء و اعمال انسانی است که در حقیقت فرمانده کل نیروهای روحانی و جسمانی انسان است، اگر این قلب نسبت به خدا دلباخته و خاضع گردد همه‌ی وجود انسان خاضع است.

همین علم است که پیامبران و سایر معصومان به ویژه رسول رسولان و فخر کائنات حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله وسلم) از آن تجلیل و تعریف فراوان کرده‌اند. چنان‌که از حضرتش روایت است که «مَن عرف نفسه فقد عرف ربّه ثم علیک من العلم بما لا یصح العمل الّا به و هو الاخلاص» هر که خود را شناخت محققاً خدا را شناخته، سپس علمی بر تو واجب است که بر مبنای اخلاص است و به جز اخلاص هم، نه عمل درست است و نه علم.

خودشناسی

خودشناسی به معنای خودِ ربانی است و نه خودِ شیطانی، که با تفکری درونی و سپس برونی به گونه‌ای شایسته چنان‌که گذشت، خود و خودی‌ها را در برابر خدا و خدائی‌ها صفر و صِرفِ ربط بداند، که انعکاس آن در خداشناسی صِرفِ غناء و بی‌نیازی و رحمت است. طبعاً هر اندازه خودشناسی به گونه‌ی درست و در صراطِ مستقیمِ شناسایی، برتر و والاتر باشد؛ شناساییِ ربّانی نیز بیشتر خواهد بود، که نتیجه‌ی این شناساییِ صحیح، عملِ صحیح با اخلاصِ صحیح می‌باشد.

و در خبر دیگری است از حضرتش که «پناه به خدا از علمی که سودی ندارد»، همان علمی که با عملِ خالصانه در تضاد است، و این را بدان که «علم اندک نیاز به عمل بسیار دارد»، چرا که فقط علم به رستاخیز صاحبش را در طول زمان تکلیف به عملِ مداومِ موافقش الزام می‌کند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته