جلسه 20 : در امر به معروف و نهی از منکر


بسم الله الرحمن الرحیم

« من لم ینسلخ هواجسه ولم یتخلص من آفات نفسه وشهواتها و یهزم الشیطان ولم یدخل فی کنف الله تعالی وأمان عصمته لا یصلح له الامر بالمعروف والنهی عن المنکر لأنه لم یکن بهذه الصفة فکلما أظهر أمرا یکون حجه ولا ینتفع الناس به .

قال تعالی : « أتَأمُرُونَ النَّاسَ بِالبِرِّ وَتَنسَونَ أنفُسَکُم » (بقره، ۴۴). و یقال له: یا خائن اتطالب خلقی خنت به نفسک وأرخیت عنه عنانک.

روی أن ثعلبة الأسدی سأل رسول الله (صلوات الله علیه وآله وسلم) عن هذه الآیة: «یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیکُم أنفُسَکُم لَایَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إذَا اهتَدَیتُم»(مائده، ۱۰۵) فقال رسول الله(صلوات الله علیه وآله وسلم): « وَأمُر بِالمَعرُوفِ وَانهَ عَنِ المُنکَرِ وَاصبِر عَلَی مَا أصَابَکَ»(لقمان، ۱۷) حتی إذا رأ یت شحا مطاعا وهوی متبعا واعجاب کل ذی رأی برأیه فعلیک بنفسک ودع عنک العامة وصاحب الامر بالمعروف یحتاج أن یکون عالما بالحلال والحرام فارغا من خاصة نفسه مما یأمرهم و ینهاهم عنه، ناصحا للخلق رحیما لهم رفیقا بهم داعیا لهم باللطف وحسن البیان، عارفا بتفاوت أخلاقهم، لینزل کلا بمنزلته بصیرا بمکر النفس ومکائد الشیطان، صابرا علی ما یلحقه، لا یکافیهم بها ولا یشکو منهم ولا یستعمل الحمیة، ولا یغتاظ لنفسه مجردا، نیته لِـلّه مستعینا به تعالی، ومبتغیا لوجهه، فإن خالفوه وجفوه صبر، وان وافقوه وقبلوا منه شکر، مفوضا امره إلی الله ناظرا إلی عیبه »

امر به معروف و نهی از منکر، این دو پاسداران مهم شریعت‌های ربانی بوده و هستند و در تمامی کتاب‌های آسمانی نقشی بنیادین دارند، در جای جایِ قرآن با الحانی گوناگون بر این دو جریان تأکیداتی شده است.

معنای معروف و منکر

اکنون باید دید نخست معروف و منکر به چه معنی است؟ و در ثانی امر و نهی‌شان چگونه است؟ و شرایطشان چیست؟ معروف شناخته شده و منکر مورد انکار است. و این دو خود اخصّ از واجب و حرام می‌باشند. و در امر و نهی، هرگز واجب و حرام به میان نیامده‌اند، زیرا احیاناً به نظر آمر و ناهی چیزهایی واجب یا حرامند ولی به نظر طرف مقابل وجوب و حرمتی ندارند، یا واجب و حرامی نسبت به کل مکلفان هست ولی گروهی از آنان آگاهی به وجوب و یا حرمت مورد امر و نهی ندارند. که در بُعد اول امر به غیر واجب و نهی از غیر حرام است و در بُعد ثانی، نخست آگاه ساختن طرف مقابل است به وجوب یا حرمت که در صورت شناختش و سپس تخلفش و عدم توبه‌اش در تداوم ترک واجب یا فعل حرام مورد امر یا نهی است.

روی این اصول معروف واجبی است شناخته شده که یا از نظر هر دوی آمر و ناهی واجب و منکرش از نظر هر دو حرام است. این‌جا از موارد امر به معروف و نهی از منکر در بُعد شخصی است که همین معروف و منکر که نسبت به دیگران نه معروف است و نه منکر، امر و نهی هم ندارد، زیرا بر اساس آیاتی قرآنی مانند « وَلتَکُن مِّنکُم اُمَّةٌ یَدعُونَ إلَی الخَیرِ وَیَأمُرُونَ بِالمَعرُوفِ وَیَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَأولَئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ»(آل عمران، ۱۰۴) نخست شناخت دادن به طرف مقابل است که واجبات و محرماتی را به وجوب و حرمتشان بشناسد و آن‌ها را بپذیرد سپس در صورت تخلف با شرایطش جای امر و نهی است.

معروف و منکر دوم، واجبات و محرماتی است که تلازمی قطعی با مسلمان بودن دارد، که در آن‌ها اختلاف نظری وجود ندارد همچون نماز، روزه، حج و خود امر و نهی که صِرفِ مسلمان بودن و آگاهی مختصری به ریشه‌های عقیدتی و احکامی اسلام، معروف و منکر را معرفی می‌کند.

آری اگر کسی تازه مسلمان است و جُز شهادتین چیزی را نمی‌داند کل معروف‌ها و منکرهای اسلامی نه برای او معروف است و نه منکر و این‌جا هم نخست جای دعوت به خیر است.

بنابر این مبانی، اگر فقیهی یا مقلدان فقیهی، چیزی را به استنادِ دلیلی قرآنی واجب یا حرام می‌دانند؛ و ضرورت فقهی برخلاف آن است؛ اینجا معروفِ قرآن، معروف، و منکرش، منکر است. گرچه این معروف از نظر فقاهتی منکر، و منکرش؛ معروف باشد. که به صِرفِ شهرت و یا اجماع و حتی ضرورت غیرِ مماسِ اسلامی، چیزی که بر خلافِ این نظرِ قرآنی؛ معروف یا منکر است؛ زمینه‌ی امر و نهی هم ندارد.

شرایط آمر و ناهی

و بالاخره در کل، نخست آمر و ناهی باید بداند که آیا مورد امر در نظر طرف مقابل واجب؛ و مورد نهی هم حرام است، سپس برخلافِ این دو معرفت، واجب را ترک و حرام را مرتکب شده؛ و توبه هم نکرده، که اینجا جای امر و نهی است.

در آمر و ناهی شرایطی است: نخست اینکه این واجب و حرام را از نظر شرعی تشخیص دهد، در ثانی چنان که اشاره شد، بداند که طرف مقابل هم همین‌گونه تشخیص را دارد، و دست کم خودِ آمر و ناهی تجاهر به ترکِ این واجب و فعل این حرام نکند.

شرایط امر و نهی

و از نظر موردِ امر و نهی هم از شرایط اصلی‌اش این است که خطری بیش از ترکِ امر و نهی نداشته باشد، لیکن اصلِ برخوردهای ناشایسته، که کمتر از ترکِ امر و نهی است، همچنان این دو را در وجوب تداوم می‌دهد، و نیز تأثیر هرگز شرط وجوب نیست و این‌ها همه از منطق صریح کتاب و سنت قطعیه پیداست.

در مصباح الشریعه از حضرت امام صادق(علیه السلام) است که فرمود: «کسی که از انحرافات خود جدائی نگزیند و از آفاتِ خویش و شهواتش خلاصی نیافته، و شیطان را مغلوب نساخته و در زیر سایه رحمت و امن و عصمت الهی قرار نگرفته (در کل خودسازی نکرده) شایسته امر به معروف و نهی از منکر نمودن نیست» البته مقصود معروفی است که خود عمل نمی‌کند و منکری که خود مبتلای آن است، به ویژه در صورت تجاهر و تظاهر به ترک معروف و فعل منکر.

«و این بدین جهت است که هر که خود را نساخته هر چه امر و نهی کند، (نسبت به آنچه خود عمل و ترک نکرده) این خود حجتی است علیه خودش و مردم هم از این امر و نهی بهره‌ای نمی‌گیرند» بلکه این امر و نهی زیانبار هم هست، هم نسبت به خودش و هم نسبت به دیگران که شریعت خدا را به مسخره می‌گیرند و این خود خلاف عقل و شرع است، چنان که در آیه ۴۴ سوره بقره آمده است: «أتَأمُرُونَ النَّاسَ بِالبِرِّ وَتَنسَونَ أنفُسَکُم وَ أنتُم تَتلُونَ الکِتَابَ أفَلأ تَعقِلُونَ» آیا مردمان را به نیکی امر می‌کنید و خودهاتان را (در همان نیکی) فراموش می‌کنید، حال آنکه کتاب الهی را می‌خوانید (و واجب را می‌دانید) پس آیا تعقل نمی‌کنید؟

«به چنان نابخردی گفته می‌شود ای خائن تو از بندگان من چیزی را مطالبه می‌کنی که خود به آن خیانت کرده ای و افسارت را از پیگیری آن گسیخته ای؟»

در این موارد استثناءاتی هم هست مانند گروهی که در ترک واجب یا فعل حرام همسا نند، ولی اصراری هم بر ترک واجب و فعل حرام ندارند، اینجا همگامی در امر به معروف و نهی از منکر بر آنان واجب است. چنان که ترک کنندگان این گونه بازداری از منکر، از نظر قرآنی مورد مذمت هستند « کَانُوا لأ یَتَنَاهَونَ عَن مُّنکَرٍ فَعَلُوهُ» (مائده، ۷۹) یکدیگر را از منکری که خودهاشان مبتلای به آن هستند باز نمی‌دارند. در هر صورت امر و نهی دست کم در جاهایی واجب است که موجب استهزاء به شریعت ربانی نباشد گرچه تأثیری هم نداشته باشد.

وجوب امر و نهی حتی اگر بی اثر باشد

در معروف و منکر نخست این دو مسئولیت بر عهده‌ی خود انسان است، سپس نسبت به دیگران که اگر هم در دیگران اثری نداشت زیانی به شما که خود معروف را انجام داده و منکر را ترک کرده‌اید و در این باره امر و نهی با شرایطش نموده اید، این تخلف از دیگران نسبت به شما هرگز زیانی ندارد، چنان که ثعلبه‌ی اسدی از رسول الله(صلوات الله علیه وآله وسلم) درباره‌ی این آیه «یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیکُم أنفُسَکُم لأ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إ ذَا اهتَدَیتُم» (مائده، ۱۰۵) پرسید، حضرتش در پاسخ به این آیه استناد فرمود: «وَأمُر بِالمَعرُوفِ وَانهَ عَنِ المُنکَرِ وَاصبِر عَلَی مَا أصَابَکَ» (لقمان، ۱۷).

آیه‌ی نخست این حقیقت را تبیین می‌کند که شما مؤمنان نخست باید نگهبان خود باشید و اگر کسی گمراه شد در صورتی که شما هدایت یافته‌اید زیانی نخواهید دید، و این هدایت یافتن در دو بُعد است، اصلاح خودتان و اصلاح دیگران با امر و نهی شایسته، که اگر اثری نکرد شما زیان نمی‌بینید و آیه‌ی دوم که مورد استشهاد رسول الله(صلوات الله علیه وآله وسلم) است هم بدین معنی است که در زمینه‌ی امر و نهی باید بر پیامدهای زیانبارش صابر و بُردبار بود و این پی‌آمدها دو نوع است؛ نخست صدماتی قابل تحمل و کمتر از ترک امر و نهی که به شما می‌رسد، دوم اینکه در عین کوشش و کاوش شما در تأثیر این امر و نهی هرگز اثری نمی‌کند که « ما اصابک» هر دو را در بَردارد.

رسول بزرگوار(صلوات الله علیه وآله وسلم) در پی این دو آیه فرمودند وقتی که بُخل و عنادی مُطاع، و هوای نفسی متَّبع، و خودخواهی از صاحبان آراء مستبدانه دیدید؛ بدین معنی که این ثالوثِ منکر، و سالوس بی‌پرده را در کسانی مشاهده نمودید؛ که نخست گروهی تنها با بُخل و کینه ورزی، و در ثانی با پیروی از هوای نفس، و در آخر کار با استبداد به رأی، برخلافِ شریعت و حقیقت تداوم دارند، که نه تنها امر و نهی در آن ها اثری نمی‌کند، بلکه زیانی هم بیشتر از امر و نهی دارد؛ اینجا تنها نگهدار خود باش و دیگران را کُلاً رها کُن.

آمر به معروف باید حلال و حرام را تشخیص دهد، از خودخواهی در امر و نهی بپرهیزد، نسبت به مردمان نصیحتگر و دارای رحمت و رفق و بردباری باشد، آن ها را با نرمی و آرامی و زبانی خوش به حق دعوت کند، اخلاق گوناگونشان را بشناسد تا با هر کسی با تناسب با اخلاقش رفتار کند، به حیله‌ی نفس اماره و مکرهای شیطانی آگاه باشد و در این زمینه بر پیامدهای ناگوار شکیبا باشد. پاسخ بدی آن‌ها را به بدی ندهد، از آن ها شکوه‌ای نکند، غرور و عصبیتی در این راه انجام ندهد، برای شخص خود غضب نکند، نیّتش را تنها برای خدا خالص کند، از خدا کمک بخواهد، و رضای او را همی جوید، با شرایط اگر با او مخالفت کردند و به او زیانی رساندند صبر کند، و اگر با او موافقت کردند و از او پذیرفتند از آن‌ها تشکر کند، و کارش را به خدا واگذارد در حالی که کلاً به عیوب خود ناظر است، چنان که به عیوب دیگران نیز نظر دارد که در هر دو صورت خودی و غیری زُداینده‌ی عیوب باشد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته