جلسه 24 : در حَسَد


بسم الله الرحمن الرحیم

«الحاسد مضر بنفسه قبل أن یضر بالمحسود کإبلیس أورث بحسده لنفسه اللعنة ولآدم(علیه السلام) الاجتباء والهدی والرفع إلی محل حقائق العهد والاصطفاء، فکن محسودا، ولا تکن حاسدا، فان میزان الحاسد ابدا خفیف بثقل میزان المحسود، والرزق مقسوم فماذا ینفع حسد الحاسد، فما یضر المحسود الحسد .

والحسد أصله من عمی القلب، وجحود فضل الله تعالی، وهما جناحان للکفر، وبالحسد وقع ابن آدم فی حسرة الأبد، وهلک مهلکا لا ینجو منه ابدا ولا توبة للحاسد لأنه مصر علیه، معتقد به، مطبوع فیه، یبدو بلا معارض له ولا سبب، والطبع لا یتغیر عن الأصل وإن عولج »

حَسَد در قرآن و حدیث، درونی و برونی‌اش ممنوع است، و در کل به معنای ناراحتی و کینه‌ای است نسبت به کسانی که مال یا کمالی دارند، و حسود فاعل آن است و « وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إذَا حَسَدَ»(فلق،۵)حسد دوم به معنای بروز عملی حَسَد است وگرنه تحصیل حاصل خواهد بود، در این صورت حاسد به معنای حسد درونی است و «إذا حَسَد» حسدی برونی است که درونی‌اش شرّی درونی و شخصی است و برونی‌اش افزونِ بر آن نسبت به مورد حسد نیز شرّ است.

اصولاً حسد بر یکی از چند پایه است: نخست درباره‌ی فضیلتی که خدا به کسانی داده است و به شما نداده و در این عطیه عملی غیر خدائی مدخلیت ندارد، مانند زیبایی اندام که جُز دست قدرت الهی در آن مؤثر نیست، اینجا حَسَد اعتراضی است مستقیم بر خدا که چرا او را زیبا کرد و مرا زیبا ننمود.

دوم و سوم فضیلتی مکتسب است که یا خود صاحب فضیلت آن را با کوششی و کاوش به دست آورده و یا دیگران، چه از روی استحقاق و یا غیر استحقاق به او داده‌اند، اینجا هم اعتراضی است بر کارکرد دیگران که چرا آنان در اثر سعی و کوشش چنان فضیلتی را به دست آورده‌اند و یا به آن‌ها بدون سعی داده شده، و این خود اعتراضی بر سعی و کوشش دیگران است.

چهارم اینکه حسود در اثر ترک سعی و کوشش به مقام کوشش کنندگان نرسیده، و این خود اعتراضی است که حسود نسبت به خود دارد، و این سعی نکردن خودش یا از روی قصور است یا تقصیر، و در هر دو صورت این حسادت بی‌مورد است.

میان حسد و غبطه فرق‌هاست؛ از جمله این‌که تمنای فضیلت‌هایی است نسبت به دیگران بدون اعتراض بر آنان که یا در همین حال غبطه کننده وقفه دارد، و یا در اثر همین غبطه همانند سعی‌های دیگران را نیز برای خود انجام می‌دهد که بُعد دومش شایسته و بُعد اولش ناشایست است، البته بَسی کمتر از حسد است و در هر صورت حسد و غبطه هر دو دارای مراحلی می‌باشند که بدترین آن‌ها «أم یحسُدُونَ النَّاسَ عَلَی مَا آتَاهُمُ الله مِن فَضلِهِ»(نساء، ۵۴) که حسدِ نخستین است و در حقیقت اعتراضی به خداست که چرا به او فضیلتی داده و به ما نداده است.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته