معرفت حج

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

در خبر است از حضرت صادق(ع) که (چون تصمیم حج گرفتی نخست دلت را با تمام قوی از هرگونه پردة حجاب دهنده و هر فکر و ذکر مشغول کننده‌ای خالی کن) دلباختة حق شده و از غیر حق بپرداز (همة کارهایت را به او واگذار و در تمامی حرکات و سکناتت هم بر او توکل نمای، و در برابر قضا و حکم و تقدیرش تسلیم شو، و دنیا و راحتی و همة آفریدگان را ترک و فراموش کن.

از حقوق لازمه مردمان بدر آی – هرگز اعتماد و تکیه‌ای بر توشه و وسیله راحت – بر همراهانت – بر نیرو بر جوانیت و بر مالت – مکن، مباد همین‌ها دشمن و وبالت شوند، تا بدانی و بدانند که هرگز برای احدی نیرو و توانی چاره‌ وسیله‌ای جز با توفیق و نگهبانی خدا نیست.

آنچنان آماده باش که گوئی امید بازگشت از این سفر نداری، با همراهان و همنشینان و دیگر کسان به نکوئی رفتار کن – اوقات واجبات الهی و سنت‌های رسول گرامی را مراعات کن – هرگونه ادب و تحمل و شکیبائی و شکر نعمت و

 مهربانی و شفقت و سخاوت و ایثار را در همه اوقات مراعات کن، دگران را بر خویش در آنچه نیازمندی پیش دار...»

سفر حج که سیری است خدا راه و خداخواه، اضافه بر منافع و شرائط اجتماعیش، شرائطی فردی دارد که: نخست از خودرأیی و خودراهی و خودخواهی در آئی.

این سفری است از خود و خودی‌ها به سوی خدا و خدائی‌ها که تو را از تو می‌کند و آدمت می‌کند... زندگی یکنواخت را بر هم می‌زند، این زندگی مرگبار که تو را در خود پیچیده و سرپیچت کرده و در حقیقت هیچت کرده و تو پنداری که همه چیزی! این مُردگی را تبدیل به زندگی می‌کند.

این فرار از خود و خودی‌ها به سوی خدا و خدائی‌هاست که پیلة تنیده‌ات را سوراخ، و کلاف پیچیده تو را باز می‌کند، تا از خودبینی و خودخواهی و خودراهی برهی، و راه تو را که دائره‌ای است بر محور خود و منتهی به خود است مستقیم و منتهی به سوی خدا می‌کند: «وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ » (153:6) و این که به راستی این راهِ بسیار راست من است. پس آن را پیروی کنید، و راه ها(ی دیگر را) - که شما را از راه وی پراکنده می سازد – پیروی مکنید. این است که (خدا) شما را به آن سفارش کرده، شاید به تقوا گرایید.

این هجرتی است از خانة خود به خانة خدا و مردم، از شهر خود به شهر خدا و مردم، از کشور خود به کشور خدا و مردم، تا در پرتوش خدائی و مردمی گردید، و راه خدا را پایاپای مردم بپوئید.

هجرتی است از کار خود بکار خود مردمی، که تو را از تو و توئی‌ها و دوئی‌ها می‌کند و آدم خدائیت می‌کند که جز خدا هوائی نداری، که از تو بیگانه‌ات می‌کند، و با خدا یگانه‌ات می‌کند، بیگانگیِ از غیرخدا و یگانگی و قرب به خداست.

تو که خدایت به فطرت و فکرتِ خدا خواهی و خدا راهی و خداشناسی آفرید، این تو! پول شده‌ای، شکم و شهوت گشته‌ای، تو – ی دیگر شده‌ای، از تو –ی انسان و توی انسان پوک و تهی گشته‌ای، که هر معنای بی‌معنای غیرانسانی و دروغین را به خود بسته‌ای، تو با این غُل‌های گران و بستگی‌های بیکران نتوانی راه خدائی را پیش‌ گیری.

در نخستین گام این سیر الی الله – احرام – گویند از این تو خود ساخته تو خالی خالی شو، گم شو تا پیدا شوی، کم شو تا زیاد شوی، بنده او شو تا آقاشوی، اسیر او شو تا آزاد گردی، که سفر به سوی « البیت العتیق »: خانة آزاد است.

تو ای که هیچ نبودی و اکنون هم هیچی، آنچه به دروغ به خود بسته‌ای رها کن، ای هیچ، از بودنِ خیالیِ دروغین بگریز، و به هست و هستی‌ بی‌کران در آویز.

اکنون که مستطیعی: می‌توانی - به مالت، به حالت، به عقلت، به تنت، به راهت - پس راهی شو تا عهد بزرگ الهی را با گروهی از بندگان خدا تحقق بخشی که « وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً... » پیمانی است بس عمیق و ناگسستنی از خدای و برای خدای بر عهدة « ناس »: مردم – که « حجّ‌البیت » کنند...

نخست حساب‌هایت را با بندگان خدا تصفیه کن، و با خدا هم، که به خانه خدا و مردم می‌روی، پندار که مرگت فرا رسیده ... آری! مرگ از این زندگی مرگبار، که خود اصل زندگی است، و هنگامی هم که برمی‌گردی پر از زندگی انسانِ خدائی، نه آنکه خودت خودِ خالی و چمدانت پر از سوغات، خودت را سوغات ببر که خدا ساخته برگردی، از خانة خدا برگرد نه از خدا، از مدرسة حج فارغ‌التحصیل برگرد، نه آنکه حج را صِحّة اعمال ناشایسته‌ای کنی،

 که آنچه پیش از حج حرام بوده اکنون با مهر و امضای حج، و تصدیق « حاجی » حلال شود، تازه از خدا و بندگانش طلبکار هم باشی که: حج رفته‌ای!

« حج » خود مردن اختیاری است، تمرین مرگ است پیش از مرگ و سراپایش حیات است و تجدید حیات که: « موتوا قبل ان تموتوا » پیش از مرگ بی‌اختیار به اختیارِ خود بمیرد، به همین علت هم مأموری به هنگام سفر حج وصیت کنی.

« حج » سیمائی مردمی و همگانی دارد، و نه أشرافی، که استطاعت توانگری به معنای ثروت نیست، بلکه توانستِن حج با تأمین حداقل زندگی که نخست دعوتش از پیادگان است و سپس سواران شتران لنگ، و بعد - که یاد هم نشده - سائر سواران با وسائلی بهتر که: « وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى‏ كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ... » (12:27) در میان « ناس »: مردمان، إعلام عام کن. که بیایندت پیادگان و بر هر شتری لنگ ... و دیگر هیچ. گوئی ثروتمندان را هیچ گرفته و حقاً استطاعت را از توانگری و ثروت به توانائی و حداقلش پیاده‌روی برده است.

والسلام علی عباد الله الصالحین

برداشتی از کتابهای اسرار و مناسک حج و ترجمان وحی       

خادم القرآن دکتر محمد صادقی تهرانی

 


حکمت روزه

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ   بقره - 183

هان اي كساني كه ايمان آورديد! روزه‌ بر شما نوشته شده است، همان گونه كه بر كساني پيش از شما نيز نوشته شده بود. شايد پرهيزگاري كنيد.

به طور مختصر روزه در تأمين تندرستى انسان و بر سلامتى روحى او، و ايجاد رأفت و مهربانى به حل مشكلات تنگدستان، و اطلاع از اوضاع و احساس فقر و ناچيزى كه در قيامت سراغ انسان مى‏آيد، و ممارست در بازدارى نفس از محرمات، و رويارويى با شيطانهاى درونى و برونى، نقش زيربنايى دارد، و اين حكمت‏ها همگى در روزه موجود است.

ادامه مطلب »


هم پای با خلق الله به سوی بیت الله

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

حچ حرکتی است هم‌پای با خلق‌الله به سوی بیت‌الله و بیت‌الناس: خانۀ خدا و مردم، به حکم خدا، برای خدا و به مصلحت مردم، نمونه‌ای است از تمامی حرکات شایسته به سوی خدا که زندگی‌ساز است و مردم پرداز. مناسک حج گرایشی است پی‌گیر با نیت و تصمیم به سوی معنی و عمل، و گزارشی است از همۀ اسلام.

ادامه مطلب »


نماز پرواز به آسمان معرفت الله

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

بايد بدانى او خالق كل هستى و هستى بخش همۀ هستى‏ها و كمالات هستى‏ها است، عطاكننده و بخشايندۀ همۀ شايدها و بايدهاست، و اين «تو» در برابر «او» اكنون به‏سپاس و عرض نياز برخاسته‏اى، كه او هرگز به‏تو و عبادت تو هيچ‏گونه نيازى نداشته و ندارد، و اين تويى كه سراپا نيازى و تنها بايد به‏درگاه او عرض سپاس و نياز كنى، و او از ناسپاسى و نافرمانى تو هرگز زيانى نمى‏بيند، بلكه اين تويى كه با ناسپاسيت غرق در ژرفاى پستى و ناچيزى وامانده و بيچاره مى‏شوى.

ادامه مطلب »


خمس و زکات و سهم سادات

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

خمس و زكات، هر دو از ماليات‏هاى مستقيم‏اند، كه خمس برحسب يك آيه و زكات نيز برمبناى حدود سى آيه به تمامى درآمدها تعلّق دارد. و چنان‏كه سيّد بودن درگرفتن خمس شرط نيست، سيّد نبودن هم در زكات مدخليّتى ندارد.و اصولًا سيادتْ در حقِّ مالى هرگز دخالتى ندارد، بلكه به‏شرط دارا بودنِ مقامِ معنوى، اين برترى موجود است، زيرا «إنَّ أكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ أتقاكُم»

ادامه مطلب »


وصیّت و ارث

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

وصيت كه به معنىِ سفارشِ مالى براى بعد از مرگتان مى‏باشد، خود دنباله‏اى است از وظايف اقتصادى در زندگى شما نسبت به كسانى كه نفقه‏خوار شمايند و يا بالاخره بايد به آنها كمك كنيد.اصولًا «وصيت» و سفارش مالى، بر صاحبان مال احياناً واجب است كه «كُتِبَ عَلَيْكُمْ اذا حَضَرَ احَدَكُمُ‏الْمَوْتُ إنْ تَرَكَ خَيْراًالْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَالْأقْرَبينَ بِالْمَعرُوفِ حَقّاً عَلَى‏الْمُتَّقينَ»

ادامه مطلب »