خمس و زکات و سهم سادات

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

خمس و زكات، هر دو از ماليات‏هاى مستقيم‏اند، كه خمس برحسب يك آيه و زكات نيز برمبناى حدود سى آيه به تمامى درآمدها تعلّق دارد.

و چنان‏كه سيّد بودن درگرفتن خمس شرط نيست، سيّد نبودن هم در زكات مدخليّتى ندارد.

به‏ويژه آن‏كه اگر در سيّد بودن انتساب به پدر شرط باشد، درصدِ سادات فقير از درصدِ فقيران غير سيّد بسيار كمتر خواهد بود، كه شايد نود درصد فقرا سيّد نيستند، در اينجا چگونه ميانگين 5/ 2 و 5 و 10 درصد زكات از نه گونه مال، براى هشت دسته است، ولى نيمى از خمس تمامى اموال ويژه‏ى 10 درصد فقراى اسلام است، و اين چه حساب بى‏حسابى است كه به خداى آفريننده‏ى عدل و حساب نسبت داده مى‏شود، ضمناً اگر سهم هر دو دسته نيز يكسان بود، ويژگى هر يك به دسته‏اى مخصوص براى جدايى‏افكنى كافى است! با توجه به اين‏كه با جعلِ روايتى پليد گفته‏اند كه: چون زكات از پليدى‏هاى دست‏هاى مردم است از فرزندان پيمبر به‏دور است، با آن كه منبع نُه‏گانه‏ى زكات! از منبع خمسِ تمامى اموال پاك‏تر است، و اگر هم زكات به صد در صد اموال متعلق باشد- چنان‏كه ما مى‏فهميم- هر دو منابع مشتركى دارند، و چگونه تصور مى‏شود زكات از همان منبع خمسْ پليد بوده، ولى تنها خمس پاكيزه باشد! وانگهى اگر هم زكات پليد باشد چرا اين پليدى براى‏ غير سيّدان ولى خمس پاك براى سيّدان باشد!

و اصولًا سيادتْ در حقِّ مالى هرگز دخالتى ندارد، بلكه به‏شرط دارا بودنِ مقامِ معنوى، اين برترى موجود است، زيرا «إنَّ أكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ أتقاكُم» (سوره‏ى حجرات، آيۀ 13)

و سيادت در هر صورت ويژه‏ى ارتباط و انتسابِ پدرى نيست، چون پايه‏ى اصلى سيادت و آقايى خود پيمبر صلى الله عليه و آله است و نه هاشم، و در هر صورت چنان‏كه فرزندان پسرى فرزند جدّند، فرزندان دخترى نيز چنانند، و در صورتِ ويژگىِ انتساب پدرى، «ذرّيه‏ى رسول‏اللَّه» هرگز مصداقى نخواهد داشت مگر شخص حضرت فاطمه عليها السلام كه نسل پيمبر فقط از ايشان است و بس.

اختلافى هم كه ميان بنى‏اميه و امامان معصوم عليهم السلام بر سر «ذريّه» بوده درباره‏ى همين فكر جاهلى است، كه آنها مى‏گفتند: شما ذريّه و فرزندان پيمبر نيستيد زيرا فرزندان دختر از «ذريّه» خارجند، و اين بزرگواران به ادِلّه‏اى كه اصل آنها قرآن است براى ابطال اين فكر جاهلى با آياتى مانند «مِنْ ذُرِّيَّتِهِ ... عيسى»(سوره‏ انعام، آيات 84 و 85)

كه عيسى عليه السلام را از ذرّيه ابراهيم عليه السلام خوانده، و او هم كه تنها ارتباط نَسَبىِ مادرى داشت و بس، و آيه‏ى «ابناونا» «ذرّيه» بودن خود را نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله اثبات مى‏كردند.

دليل ديگران نيز اين روايتِ جاهلى است: هركه مادرش از بنى‏هاشم و پدرش از ساير قريشيان باشد حقى از خمس ندارد كه خدا فرمايد:

«أُدْعُوهُمْ لِآباءِهِمْ» (سوره‏ الأحزاب، آيه‏ 5)

«كه اينان پسرخوانده‏اند و نه پسر واقعى، البته سازنده‏ى اين روايت به اندازه‏اى نادان بوده كه آيه‏ى «أدعياء: «پسرخواندگان» را براى نفى ذريّه بودن پسران صُلبى و اصلىِ دختران گواه گرفته، و آيا روى اين اصلِ نااصل حسنين عليهم السلام نيز از پسرخواندگان پيمبرند كه «أُدْعُوهُمْ لِآباءِهِمْ» و نه از پسران حضرتش و على عليه السلام كه سيادتش كمتر از پيمبر است محور اصلى سيادت نيست، بلكه پيمبر بزرگوار محور سياست براى حضرت على و فرزندانش نيز مى‏باشد.

اصل اين فكر نابسامان هم كه سيادت در انحصار انتساب پدرى است بيانگرش شعر جاهلى است كه:

بَنُونا بَنُوا أبْناءِنا وَبَناتُنا بَنُوهُنَّ أبناءُ الرِّجالِ الْأغاربِ‏

«پسران ما فقط فرزندان پسران مايند، و پسران دخترانمان فرزندان مردان غريبه‏اند»! كه ريشه‏اش ناچيز گرفتن دختران است، مانند ساير جاهليت‏ها و ظلم‏هايى كه نسبت به دختران روا شده است.

و بالاخره در مجموع، خمس و زكات بايستى به مصارف تبليغى و اقتصادى اسلامى برسد، كه سه بخش اوّلِ خمس «للَّهِ خُمُسَهُ ولِلرَّسُولِ وَلِذِى‏القُربى‏» (سوره‏ انفاق، آيه‏ 41)

ويژه‏ى نشر دعوت اسلامى، و سه بخش ديگر آن: «وَالْيَتامى‏ والمَساكينَ وَابْنِ السَّبيلِ»(سوره‏ انفاق، آيه‏ 41)

براى اين سه دسته از هر دوى سادات و غيرسادات است و ديگر هيچ، و هرگز هيچ‏گونه خمس و زكاتى از هيچ درآمدى استثناء نمى‏شود.

مسأله‏ى 42- چنان‏كه زكات به اصل درآمد و باقيمانده‏ى از كاركرد تعلّق دارد، خمس نيز چنان است، كه اگر درآمد ساليانه‏ى شما يك ميليون و مخارج عادلانه‏ى بدون اسراف و تبذيرتان هشتصد هزار باشد، خمس شما همان دويست‏هزار باقيمانده است، و اگر هم مخارج شما كمتر باشد بقيه‏ى آن ويژه‏ى شما است، ولى اگر بيشتر از هشتصد هزار باشد، اين زياده، از دويست هزار كه خمس است برداشت مى‏شود، زيرا:

«وَيَسألُونَكَ ماذا يُنْفقُونَ قُلِ‏الْعَفوَ» (سوره‏ بقره، آيه‏ 219)

كه فقط زياده‏ى از زندگى قابل پرداخت است، كه به‏جاى آن‏كه كمبود زندگى را از بيت‏المال بگيرد، از درآمد خودش برمى‏دارد، و بالاخره يك پنجم از كل درآمد شما خمس است. ضرورت‏هاى زندگيتان هم اين‏گونه مستثنى‏ مى‏شود، كه اگر خانه‏ى مسكونى خود را به منظور تعويض به خانه‏اى ديگر فروختى اگر هم يك‏سال و بيشتر بر آن بگذرد خمس بر اين مال تعلّق نمى‏گيريد، و موردِ حاجت شما است زيرا حاجت‏ها احياناً ساليانه و بيش از آن مى‏باشد.

والسلام علی عباد الله الصالحین

برداشتی از کتاب فقه گویا

خادم القرآن آیت الله العظمی دکتر محمّد صادقی تهرانی


حکمت روزه

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ   بقره - 183

هان اي كساني كه ايمان آورديد! روزه‌ بر شما نوشته شده است، همان گونه كه بر كساني پيش از شما نيز نوشته شده بود. شايد پرهيزگاري كنيد.

به طور مختصر روزه در تأمين تندرستى انسان و بر سلامتى روحى او، و ايجاد رأفت و مهربانى به حل مشكلات تنگدستان، و اطلاع از اوضاع و احساس فقر و ناچيزى كه در قيامت سراغ انسان مى‏آيد، و ممارست در بازدارى نفس از محرمات، و رويارويى با شيطانهاى درونى و برونى، نقش زيربنايى دارد، و اين حكمت‏ها همگى در روزه موجود است.

ادامه مطلب »


هم پای با خلق الله به سوی بیت الله

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

حچ حرکتی است هم‌پای با خلق‌الله به سوی بیت‌الله و بیت‌الناس: خانۀ خدا و مردم، به حکم خدا، برای خدا و به مصلحت مردم، نمونه‌ای است از تمامی حرکات شایسته به سوی خدا که زندگی‌ساز است و مردم پرداز. مناسک حج گرایشی است پی‌گیر با نیت و تصمیم به سوی معنی و عمل، و گزارشی است از همۀ اسلام.

ادامه مطلب »


معرفت حج

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

تو ای که هیچ نبودی و اکنون هم هیچی، آنچه به دروغ به خود بسته‌ای رها کن، ای هیچ، از بودنِ خیالیِ دروغین بگریز، و به هست و هستی‌ بی‌کران در آویز. تو که خدایت به فطرت و فکرتِ خدا خواهی و خدا راهی و خداشناسی آفرید، این تو! پول شده‌ای، شکم و شهوت گشته‌ای، تو – ی دیگر شده‌ای، از تو –ی انسان و توی انسان پوک و تهی گشته‌ای، که هر معنای بی‌معنای غیرانسانی و دروغین را به خود بسته‌ای، تو با این غُل‌های گران و بستگی‌های بیکران نتوانی راه خدائی را پیش‌ گیری.

ادامه مطلب »


نماز پرواز به آسمان معرفت الله

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

بايد بدانى او خالق كل هستى و هستى بخش همۀ هستى‏ها و كمالات هستى‏ها است، عطاكننده و بخشايندۀ همۀ شايدها و بايدهاست، و اين «تو» در برابر «او» اكنون به‏سپاس و عرض نياز برخاسته‏اى، كه او هرگز به‏تو و عبادت تو هيچ‏گونه نيازى نداشته و ندارد، و اين تويى كه سراپا نيازى و تنها بايد به‏درگاه او عرض سپاس و نياز كنى، و او از ناسپاسى و نافرمانى تو هرگز زيانى نمى‏بيند، بلكه اين تويى كه با ناسپاسيت غرق در ژرفاى پستى و ناچيزى وامانده و بيچاره مى‏شوى.

ادامه مطلب »


وصیّت و ارث

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

وصيت كه به معنىِ سفارشِ مالى براى بعد از مرگتان مى‏باشد، خود دنباله‏اى است از وظايف اقتصادى در زندگى شما نسبت به كسانى كه نفقه‏خوار شمايند و يا بالاخره بايد به آنها كمك كنيد.اصولًا «وصيت» و سفارش مالى، بر صاحبان مال احياناً واجب است كه «كُتِبَ عَلَيْكُمْ اذا حَضَرَ احَدَكُمُ‏الْمَوْتُ إنْ تَرَكَ خَيْراًالْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَالْأقْرَبينَ بِالْمَعرُوفِ حَقّاً عَلَى‏الْمُتَّقينَ»

ادامه مطلب »