بلوغ

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّـهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَـٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّـهِ آلِهَةً أُخْرَىٰ قُل لَّا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿الأنعام: ١٩﴾
« و مَن بَلَغ » جمله‏اى انحصارى است در كل ابعاد بلوغ سراسرى قرآن، و اين « بَلَغ » هم فعل لازم است و هم فعل متعدى؛ لازم است به معناى رسايى كه تمام كسانى كه عقلشان نسبت به دين ربّانى بلوغ و رسائى دارد مكلّفند، كه در اين صورت « كُم » در « لِأُنذركُم » مكلفان زمان نزول قرآنند و « من بَلَغ » كل مكلفان را تا پايان زمان تكليف در بَر دارد، و متعدى است به معناى مَن بَلَغَهُ كه افزون بر بلوغ نخستين كه خود رسائى عقلانى خودى است، بلوغ دومين را نيز در بَر دارد، بدين معنا كه كسانيكه اين قرآن به آنان برسد؛ روى اين اصل تنها بلوغ عقلانى در معناى نخستينش براى مكلّف بودن به تكاليف قرآنى كافى نيست، بلكه هر دو بلوغ همپا و همراه يكديگر تكليف قرآنى را ثابت مى‏كند، در بلوغ نخستين كه رسائى اولين عقلانى است شخص عاقل بر مبناى عقليش بايستى با كوششها و كاوشهاى پياپى در حد امكان راههاى جستن شريعت قرآنى را بپيمايد، و براى تحقق دادن بلوغ دوم اضافه بر اين كوشش و كاوش شرعمداران قرآنى بايستى معارف آنرا به اندازۀ امكان در كل جهان تكليف منتشر سازند، كه تقصير در هر يك از دو بُعدش گناهى بزرگ است، تقصير اول دربارۀ بالغان نخستين است كه با وجود عقل، راههاى عقلانىِ جستن قرآن را نمى‏پيمايند، و تقصير دوم مربوط به شرعمدارانى است كه معارف قرآن را آنگونه كه شايد و بايد به اين راهيانِ حق نمى‏رسانند، و در جمع، گاهی هر دو مقصّرند و گاه يكى از اين دو ، كه در بلوغ لازم و يا متعديش تقصير كارند، آرى اينجا نه تنها ساير بالغانند كه بايستى در راه بدست آوردن حجّت قرآنى همچنان جويا و پويا باشند بلكه مبلغان و شرعمداران قرآنى نيز بايد كوشش هاى پى‏گير و شايسته براى رساندن اين كتاب بالغ به بالغان داشته باشند كه هندسه بلوغ در همين مثلث مختصر مى‏شود، بالغ نخستين كه ساير عاقلانند و بالغ دومين كه مبلغانند، و در اين ميان بالغ محورى كه قرآن است، و پس از اين بلوغ و تبليغ « لانذركم به » در بُعد وسيع جهانى و همگانى اش هشدار با قرآن تحقق‏پذير است.
و اكنون پژوهشى در اصل بلوغ: اين بلوغ و رسائى در نقطه اولين يا عقلانى است كه خود پايه نخستين بلوغ مى‏باشد و يا اضافه بر اين بلوغ و رسائى در بنيه جسمانى است كه مرحله دوم بلوغ است، و يا بلوغ جنسى، اقتصادى و ساير مراحل بلوغ است، بلوغ نخستين - كه عقلانى است - در پسر و دختر يكسان و در حد معمولى سن ده سالگى است كه عباداتى عقلانى را بر آنان واجب مى‏كند، مانند نماز كه بر پسر و دختر در اين سِنّ واجب است كه نه اين وجوب از سن نه سالگى دختر است و نه پانزده سالگى پسر، البته مواردى استثنائى هم وجود دارد كه در بُعد اول مانند علامه حلى رحمة الله كه در سن‏ هشت سالگى مجتهد شد كه نه تنها در اين سن، بلكه در سنينى كمتر آن هنگام كه بلوغى عقلانى يافته بود نماز هم بر او واجب بوده است، و نمونه بسيار مهمترش حضرت ولى امر عليه السلام اند كه در سن پنج سالگى صاحب مقام امامت شدند و آيا حضرتشان در همين سن مكلف به نماز نبوده‏اند! و در مقابل كسانى هم هستند كه حتى در بالاتر از ده سالگى و بيشتر هم بلوغ عقلانى ندارند و در نتيجه مكلف به نماز هم نمى‏باشند.
سپس نوبت به بلوغ بنيه جسمانى مى‏رسد كه اينجا روزه مطرح است و بايد پرسيد كه آيا بنيه دختر در نه سالگى با بنيه پسر در پانزده سالگى برابر است؟ هرگز! و اگر دختر ناتوانتر از پسر نباشد دست كم با او برابر است، پس چرا دختر بايد شش سال زودتر از پسر روزه بگيرد؟! بلكه چنانكه در رواياتى نيز آمده - و وضع عادى هم اكثراً چنين است - روزه هر دو در سن سيزده سالگى آغاز مى‏گردد، مگر دختر يا پسرى كه پيش از اين توان روزه را داشته باشند و يا به عكس كه حتى در اين سن هم توان روزه را نداشته باشند. كه در صورت اول واجب و در صورت دوم اگر روزه حَرَجى باشد واجب نيست و اگر عُسرآور و زيان‏بار باشد حرام است.
سپس مراحل ديگر بلوغ است مانند رسيدن به حالت ازدواج كه در پسر و دختر يكسان نيست، زيرا آمادگى دختر در زناشويى معمولًا پيش از پسر است چنان كه تكليف حجابش نيز بر همين اساس پيش از تكليف پسر در حرمت نظر به دختر است و سپس بلوغ اقتصادى كه در آن پسر معمولًا مقدم بر دختر است و آنگاه بلوغ در امر به معروف و نهى از منكر و جهاد كه باز نوعاً پسر بر دختر مقدم است، اينها و مانندشان مراحلى از بلوغند - كه چنانكه گفته شد - اولين مرحله‏اش بلوغ عقلانى براى نماز است كه معمولًا سن ده سالگى است، و آنگاه ساير مراحل بلوغ بر حَسَب اختلاف مراتب عقلى، جسمى، جنسى، اقتصادى و ....

والسلام علی عباد الله الصالحین

بخشی از تفسیر ترجمان فرقان – سوره انعام

خادم القرآن آیت الله العظمی دکتر محمّد صادقی تهرانی


حکمت روزه

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ   بقره - 183

هان اي كساني كه ايمان آورديد! روزه‌ بر شما نوشته شده است، همان گونه كه بر كساني پيش از شما نيز نوشته شده بود. شايد پرهيزگاري كنيد.

به طور مختصر روزه در تأمين تندرستى انسان و بر سلامتى روحى او، و ايجاد رأفت و مهربانى به حل مشكلات تنگدستان، و اطلاع از اوضاع و احساس فقر و ناچيزى كه در قيامت سراغ انسان مى‏آيد، و ممارست در بازدارى نفس از محرمات، و رويارويى با شيطانهاى درونى و برونى، نقش زيربنايى دارد، و اين حكمت‏ها همگى در روزه موجود است.

ادامه مطلب »


هم پای با خلق الله به سوی بیت الله

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

حچ حرکتی است هم‌پای با خلق‌الله به سوی بیت‌الله و بیت‌الناس: خانۀ خدا و مردم، به حکم خدا، برای خدا و به مصلحت مردم، نمونه‌ای است از تمامی حرکات شایسته به سوی خدا که زندگی‌ساز است و مردم پرداز. مناسک حج گرایشی است پی‌گیر با نیت و تصمیم به سوی معنی و عمل، و گزارشی است از همۀ اسلام.

ادامه مطلب »


معرفت حج

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

تو ای که هیچ نبودی و اکنون هم هیچی، آنچه به دروغ به خود بسته‌ای رها کن، ای هیچ، از بودنِ خیالیِ دروغین بگریز، و به هست و هستی‌ بی‌کران در آویز. تو که خدایت به فطرت و فکرتِ خدا خواهی و خدا راهی و خداشناسی آفرید، این تو! پول شده‌ای، شکم و شهوت گشته‌ای، تو – ی دیگر شده‌ای، از تو –ی انسان و توی انسان پوک و تهی گشته‌ای، که هر معنای بی‌معنای غیرانسانی و دروغین را به خود بسته‌ای، تو با این غُل‌های گران و بستگی‌های بیکران نتوانی راه خدائی را پیش‌ گیری.

ادامه مطلب »


نماز پرواز به آسمان معرفت الله

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

بايد بدانى او خالق كل هستى و هستى بخش همۀ هستى‏ها و كمالات هستى‏ها است، عطاكننده و بخشايندۀ همۀ شايدها و بايدهاست، و اين «تو» در برابر «او» اكنون به‏سپاس و عرض نياز برخاسته‏اى، كه او هرگز به‏تو و عبادت تو هيچ‏گونه نيازى نداشته و ندارد، و اين تويى كه سراپا نيازى و تنها بايد به‏درگاه او عرض سپاس و نياز كنى، و او از ناسپاسى و نافرمانى تو هرگز زيانى نمى‏بيند، بلكه اين تويى كه با ناسپاسيت غرق در ژرفاى پستى و ناچيزى وامانده و بيچاره مى‏شوى.

ادامه مطلب »


خمس و زکات و سهم سادات

احکام و معرفت اعمال | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

خمس و زكات، هر دو از ماليات‏هاى مستقيم‏اند، كه خمس برحسب يك آيه و زكات نيز برمبناى حدود سى آيه به تمامى درآمدها تعلّق دارد. و چنان‏كه سيّد بودن درگرفتن خمس شرط نيست، سيّد نبودن هم در زكات مدخليّتى ندارد.و اصولًا سيادتْ در حقِّ مالى هرگز دخالتى ندارد، بلكه به‏شرط دارا بودنِ مقامِ معنوى، اين برترى موجود است، زيرا «إنَّ أكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ أتقاكُم»

ادامه مطلب »