تمسخر و عیب جویی از دیدگاه قرآن

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

خدای متعال، مسخره كردن را كه اهانتى است بدون دليل كلاً حرام كرده است (حجرات - 11)

اصولاً مسخره کردن هاى بدون جهت عقلانى حرام است، مثلاً در آيه (2:67) حضرت موسى(ع) در پاسخ اسرائيليان كه بدو گفتند: آيا ما را در اين كشتن گاو به مسخره گرفته اى؟ فرمود: به خدا پناه مى برم كه از نادانان باشم، با آنكه موساى رسول كجا و اين اسرائيليان نكبت بار كجا؟ كه قطعاً اگر اينجا مسخره اى هم بود از شخصى بسيار شايسته نسبت به اشخاصى ناشايسته بود، و اين خود دليل است بر اينكه اصولاً مسخره كردن بدون جهت جهالت است، آرى به عنوان اعتداى به مثل و پاداشى همانند درست است. چناكه در (49:11) كافران حضرت نوح(ع) را در سازمان كشتى به مسخره گرفته بودند، كه اصولاً كشتى با اين عظمت آنهم در ميان خاك و دور از آب خود نادانى است، نوح هم در پاسخشان فرمود: اگر شما اكنون ما را به مسخره مى گيريد، ما نيز شما را در آينده طوفان جهانشمول به مسخره مى گيريم، كه اين خود تمسخرى است معلّل، و اصولاً هر تعدّى پاسخى همانند دارد، و در عين حال اينجا هم تمسخرشان از سوى امواج طوفان بوده است و نه سخنى كه از حضرت نوح(ع).

در اين صورت ديگرى و ديگران را بدون هيچ جهتى عاقلانه به مسخره گرفتن بسى جاهلانه است، زيرا اگر شخصی گمراه باشد، كوشش راستان كه در راه اند بايستى صد در صد به مصرف راهوارى او گردد، آرى اگر در اين ميان تعدّى به شما كرد اگر شايسته بود پاسخى همانند به او بدهيد، و اگر هم با شكيبائى شما وى توقف كند ـ و بهتر اينكه به راه بيايد ـ بر حَسَب آيۀ قرآنى « لهو خيرٌ للصابرين » اين خود براى شكيبايان بسى بهتر است، و اگر هم چاره اى جز نابود كردن او نيست، هم او را بدون مسخره نابود كنيد، تا ديگران از خطرش همچنان در امان بمانند.

سپس از خودهاتان عيب جوئى نكيند، كه اينجا عيب جوئى از ديگر مؤمنان نخست برگشتى به خود عيب جو دارد، و سپس به كل مؤمنان برگشت مى كند، كه در جمع، عيب جوئى شما نسبت به ديگران داراى سه بعد است: 1ـ مورد خصوصى عيب جوئى 2ـ كل مؤمنان 3ـ اين عيب جوئى برگشت به خود شما دارد، و اين ثالوث منحوس از كلمه انفسكم پيداست.

آرى عيب جوئى و جويا شدن عيوب ديگران حرام است، زيرا که آزارى است نسبت به ديگران وحتى خود انسان، ولى عيب گوئى به گونه اى شايسته و پنهان خود سازماندهى به ديگران است، و چنانكه انسان هميشه بايد نسبت به خودسازيهاى پياپى انسانى و ايمانى خود كوشش و كاوش كند، نسبت به ديگران نيز چنان است، كه همۀ مؤمنان اجسامشان متعدّد و ارواحشان يكى است، و اين روح ايمانى است كه با وحدت در كثرت اجسادشان، افكارشان، عقايدشان، اخلاقشان و اعمالشان حكم فرماست.

وحدت ايمانى مؤمنان در جاى جاى قرآن نمايان است، كه اينجا « انفسكم » و جاهاى ديگر « بعضكم من بعض » و همانند اين تعبيرات وحدانى وجود دارد.

سپس با لقبهاى زشت و نازيبا يكديگر را مخاطب قرار ندهيد، آرى با اسم ها و لقب هاى نيك هر چه زيباتر و بهتر، بهتر و زيباتر است، ولكن لقب هاى بد جعلى كه يا از خودهاشان و كسانشان باشد، و يا از طرف شما، صدا كردن يكديگر با اين القاب فسوق بعدالايمان است، و چه بد نامى است فسوق بعد از ايمان، زيرا اينگونه برخوردهاى نازيبا با مؤمنان خود خروج از ايمان است.

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَىٰ أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَىٰ أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » ﴿حجرات – 11)

ای اهل ایمان، مؤمنان هرگز نباید قومی قوم دیگر را مسخره و استهزا کنند، شاید آن قوم که مسخره می‌کنند از خود آنان بهتر باشند. و نیز بین زنان با ایمان قومی دیگری را سخریّه نکنند که بسا آن قوم از خود آن زنان بهتر باشند، و هرگز عیبجویی (از همدینان) خود مکنید و به نام و لقب‌های زشت یکدیگر را مخوانید که پس از ایمان به خدا نام فسق (بر مؤمن نهادن) بسیار زشت است و هر که توبه نکند چنین کسان بسیار ظالم و ستمکارند.

 

والسلام علی عبادالله الصالحین

بخشی از تفسیر ترجمان فرقان و توضیح المسائل نوین

صاحب الفرقان آیت الله العظمی دکتر محمّد صادقی تهرانی


بندگان خدای رحمان

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

وَعِبَادُ الرَّحْمَـٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿فرقان: ٦٣﴾ و بندگان خداي رحمان كساني‌اند كه روي زمين به فروتني و آرامي گام بر مي‌دارند؛ و چون نادانان با ايشان هم‌سخن شوند (به آنان) سلامي گويند (كه خدا شما را از ناداني برهاند و سالم بدارد).

ادامه مطلب »


استجابت دعا

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اگر درخواست دعا كننده از روى حقيقت باشد، خدا كه نزديكتر از وى به اوست، درخواستش را در صورت‏ مصلحت اجابت خواهد كرد، اصولًا درخواست در زمينه‏اى است كه موردش طبق مصلحت و شايسته انسان بوده، و از توان او نيز خارج باشد، و چاره‏اى هم جز درخواست از خدا برايش باقى نمانده، اگر شخص با تمام شرايط مصلحت و شايستگى، به نظر خودش و ناتوانايى‏اش، با كمال اخلاص دعا كرد، استجابت دعاى او در گرو اراده الهى است،

ادامه مطلب »


راه گمراهان

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

ضالين كسانى هستند كه در پيروى صراط مستقيم خدايى قاصر يا مقصرند، لكن قصور يا تقصيرشان خالى از عناد بوده، و در گمراهى خود حيرانند، و نمى‏دانند در چه راهى قدم گذارند، لذا احتمال هدايتشان بيشتر است. " مغضوب عليهم" اختصاص به يهوديان یا نصرانیان ندارد، زيرا تمامى آنان با صراط مستقيم حق معاند نيستند،

ادامه مطلب »


صراط مستقیم از عبودیت تا ربوبیت

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

بخشش‏ها بر پايه شايستگى‏هاست. به عبارت ديگر از نقطه عبوديت و بندگى تا نقطه ربوبيت و پروردگارى يك راه راست مستقيم و بى‏انحراف است، كه آفريدگان طالب هدايت با توجه به ميزان علم و تقوايشان در اين راه واحد تكامل داشته در حركتند، ديگرانى كه در اين راه نباشند دو دسته‏اند.

ادامه مطلب »


مشورت از دیدگاه قرآن

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

میان علم و تقوای مشورت كنندگان به ويژه در مشورت‏هاى عام‏ البلوى‏ و گسترده، جايگاه تقوا برتر و رفيع‏تر از جايگاه علم است. بنابراين، اگر همه شور كنندگان، عالم و با تقوا باشند، عالم متقى‏تر برتر از عالم داراى تقواى كمتر است، حتى اگر علم عالم با تقواتر كمتر از علم عالم ديگری باشد كه تقوايش كمتر است. چنان كه در باب اجتهاد و تقليد مفصلًا بحث كرديم.

ادامه مطلب »