راه گمراهان

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

" غير المغضوب عليهم و لالضالين" صراط مغضوبين راه منحرفى است كه در بيراهه بودن ثابت است، و اين خود صراطى است بر ضد صراط هدايت، با حالت عناد و سركشى از راه حق، و با تقصيرشان- به همراه تعمد و تعنّد- آن را مغضوب و مطرود درگاه الهى مى‏گرداند و احتمال تعلق هدايت ربانى بر آنان نيست. ضالين كسانى هستند كه در پيروى صراط مستقيم خدايى قاصر يا مقصرند، لكن قصور يا تقصيرشان خالى از عناد بوده، و در گمراهى خود حيرانند، و نمى‏دانند در چه راهى قدم گذارند، لذا احتمال هدايتشان بيشتر است. " مغضوب عليهم" اختصاص به يهوديان ندارد، زيرا تمامى آنان با صراط مستقيم حق معاند نيستند، همچنين اعمال و عقايد غير اين يهوديان احياناً همچون يهوديان‏ ترجمان فرقان، ج‏1، ص: 30 و حتى بدتر از آنان است، گرچه مسيحى، يا مسلمان شيعه باشند، زيرا چه بسا اسلام و قرآن ضربه‏اى كه از مسلمان معاند مى‏خورد از ضربه يهوديان بيشتر است، امّا از باب مصداق معمولى در رويارويى يهوديان در رواياتى به عنوان" مغضوب عليهم" ذكر شده‏اند، همينطور هم ضالين در اختصاص نصرانيان نيست، بلكه كل افرادى كه از روى قصور يا تقصير راه خدا را گم كرده و در سرگردانى به سر مى‏برند از ضالين هستند. صراط مستقيم با اوصافى نظير العزيز، الحميد، صراطاً سويا (چهل و پنج) مرتبه در قرآن آمده است. به طور كلى صراط مستقيم راهى است كه پوينده آن را و آن هم جوينده‏اش را به گونه‏اى انحراف‏ناپذير به سوى مقصد واحد هدايت مى‏كند، و بنابراين آنچه گذشت صراط سه گونه است. 1- صراط مستقيم كه حقيقت ذاتى آن واحد است، اين صراط واحد به هيچ وجه تعدد و تكثرپذير نيست، و اختلاف و تضاد و تباين در آن معنا ندارد، تنها از نظر تكامل مراتبى را مى‏توان براى آن- از نظر دور، نزديك، مماس و محيط بر آن- در نظر گرفت. 2- صراط جحيم يا مغضوبين در راه عناد با حق و سرپيچى از آن به گونه‏اى منحرف‏اند كه صراط جحيم مقصد نهايى آنهاست. 3- صراط ضالين يا گمراهان، و واو عطف در" و لا الضالين" به «صراط» برمى‏گردد، يعنى: و نه صراط ضالين، گمراهانى غرق در حيرت كه سرگردانى آنان را رها نمى‏كند، چنانكه آنان هم حيرت را رها نمى‏كنند، گرچه خفيف‏تر از صراط مغضوبين در خشم و غضب الهى گرفتارند. پس راه: «صراط» سه پاره شد، كه ما به سوى گونه راست آن، راهنمايى مى‏جوييم، نه راه خشم گرفته شدگان و نه راه گمراهان و گمشدگان.

والسلام علی من اتبع الهدی

برداشتی از تفسیر ترجمان فرقان

خادم القرآ آیت الله العظمی دکتر محمّد صادقی تهرانی


بندگان خدای رحمان

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

وَعِبَادُ الرَّحْمَـٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿فرقان: ٦٣﴾ و بندگان خداي رحمان كساني‌اند كه روي زمين به فروتني و آرامي گام بر مي‌دارند؛ و چون نادانان با ايشان هم‌سخن شوند (به آنان) سلامي گويند (كه خدا شما را از ناداني برهاند و سالم بدارد).

ادامه مطلب »


استجابت دعا

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اگر درخواست دعا كننده از روى حقيقت باشد، خدا كه نزديكتر از وى به اوست، درخواستش را در صورت‏ مصلحت اجابت خواهد كرد، اصولًا درخواست در زمينه‏اى است كه موردش طبق مصلحت و شايسته انسان بوده، و از توان او نيز خارج باشد، و چاره‏اى هم جز درخواست از خدا برايش باقى نمانده، اگر شخص با تمام شرايط مصلحت و شايستگى، به نظر خودش و ناتوانايى‏اش، با كمال اخلاص دعا كرد، استجابت دعاى او در گرو اراده الهى است،

ادامه مطلب »


صراط مستقیم از عبودیت تا ربوبیت

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

بخشش‏ها بر پايه شايستگى‏هاست. به عبارت ديگر از نقطه عبوديت و بندگى تا نقطه ربوبيت و پروردگارى يك راه راست مستقيم و بى‏انحراف است، كه آفريدگان طالب هدايت با توجه به ميزان علم و تقوايشان در اين راه واحد تكامل داشته در حركتند، ديگرانى كه در اين راه نباشند دو دسته‏اند.

ادامه مطلب »


مشورت از دیدگاه قرآن

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

میان علم و تقوای مشورت كنندگان به ويژه در مشورت‏هاى عام‏ البلوى‏ و گسترده، جايگاه تقوا برتر و رفيع‏تر از جايگاه علم است. بنابراين، اگر همه شور كنندگان، عالم و با تقوا باشند، عالم متقى‏تر برتر از عالم داراى تقواى كمتر است، حتى اگر علم عالم با تقواتر كمتر از علم عالم ديگری باشد كه تقوايش كمتر است. چنان كه در باب اجتهاد و تقليد مفصلًا بحث كرديم.

ادامه مطلب »


تنها تو را می پرستیم

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

در هستى دو معبود وجود دارد؛ يكى معبود راستين، و ديگرى معبود دروغين است، آرى بندگى و پرستش ذليلانه و فروتن گونه در برابر خواران و زبونان - همچون آنان كه غير خدا را مى‏پرستند - خوارى و ستم و تعدى به كرامت انسان است، پرستش غير خدا تنها از پرستش هواى نفس سرچشمه مى‏گيرد:"و لاتتبع الهوى فيضلك عن سبيل اللَّه" و هواى نفس را پيروى مكن كه تو را از راه خدا گمراه مى‏سازد.

ادامه مطلب »