مشورت از دیدگاه قرآن

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

شورى از (شارا العسل) است كه بيرون كردن عسل خالص است از جايگاهش كه احياناً آميزه‏اى از عسل و غير آن است. بر اين مبنا خلاصه و حاصل رأى اسلامى در موارد نياز، هم چون عسلى است كه به گونه‏اى خالص از جايگاه‏هاى گوناگون برگرفته مى‏شود. اختلاف آراء و نظرات مؤمنان نيز كه حداقل ميان كامل و كاملتر است، در صورت مشورت و هم فكرى بر مبناى عقل ايمانى و به ويژه قرآن و سنت قطعيه، برطرف مى‏گردد و رأيشان يگانه مى‏شود و اگر هم، هم رأى نبودند اكثريت قاطع از مؤمنين دانا و برازنده محور كلّى خواهد بود.

«وامرهم شوری بینهم» و حال اين «امرهم» چيست؟

آيا امر شخصى است يا مهم‏تر يعنى امر اجتماعى است، اجتماعى كوچك يا اجتماعى بزرگ اسلامى؟ پاسخ اين است: كه «هم» كه تمامى مؤمنان را در بر دارد، امر يعنى كارشان را چه از نظر علمى و عقيدتى و عملى و چه فردى و اجتماعى كليت مى‏دهد. بر اين مبنا مثلث «امرهم» اين جا مراد است به ويژه امر فتوى در بُعد مرجعيت تقليد و هم چنان امر سياست در بعد انتخاب زمامداران. كه هر دو امر مخصوص ويژگانى از مؤمنانى بسيار دانا در امورى مشورتى مى‏باشد.

  اين مشورت در امور بديهى همگانى نيست بلكه در امورى است كه همين مؤمنان در آن اختلافاتى دارند كه براى هر فرد قابل تكميل صددرصد رأى نيست بلكه اين عقول ايمانى جمعى است كه رأى شايسته فرد را با افزون كردن آراء ديگر شايستگان، يا وحدت مى‏بخشد و يا با اختلافاتى كم، اكثريت آراء را محور پيروى مسلمانان قرار مى‏دهد. چنان كه در اشاره آياتى و در نصّ رواياتى وارد است، حتى خدا با مؤمنان اعم از رسولان و غيرشان احياناً مشورت مى‏كند كه تبعاً اين مشورت ربانى براى تشجيع آنان است كه در صورت خطايشان رهبرى شوند، و در صورت نقص كامل گردند كه تنها وحى الهى در كل جريانات مورد پيروى مؤمنان است و بس.

مثلًا در درجه نخستين شوراى مؤمنان با يكديگر ، مشورت با رسول گرامى و امامان معصوم است و در غياب اين بزرگواران مشورت با نصوص و ظواهر قرآن است كه اين مشورت نخست با فردى است كه آيات قرآن را بدون هيچ گونه تحميلى بفهمد و سپس مشورت با قرآن مداران مى‏باشد كه اگررأى شخصى نقصانى داشته باشد اين نقصان نيز برطرف شود و بر محور آياتى مانند" و اعتمصوا بحبل اللَّه جميعاً و لا تفرقوا"- و نه حبل اللَّه و حبال اللَّه - تنها قرآن است و چنان كه خدا يكى است وحى ربانى آخرين نيز يكى است. در اينجا عصمت گرفتن به وسيله قرآن براى تمامى مؤمنان عصمت گرفتن علمى است و در بعد عصمت علمى مانند ساير عصمت‏ها كه ويژه معصومان است اين عصمت وحدت دارد تا از وحشت و معركه آراء گوناگون عالمان كه مسندشان ادله‏اى ديگر بجز از قرآن است، و يا تحميلاتى دانسته و يا نادانسته بر قرآن ميكنند، دور شوند. بر اين مبنا، شور مؤمنان، هم در امور شخصى و هم در اجتماعاتى ايمانى و هم در كل مؤمنان، در امور اختلافى، آنان را از اختلافات و نارسى‏ها نجات مى‏دهد و آنان را چه درامور شرعى مانند عقايد و احكام و چه در سياست شرعى راه گشاست.

میان علم و تقوای مشورت كنندگان به ويژه در مشورت‏هاى عام‏ البلوى‏ و گسترده، جايگاه تقوا برتر و رفيع‏تر از جايگاه علم است. بنابراين، اگر همه شور كنندگان، عالم و با تقوا باشند، عالم متقى‏تر برتر از عالم داراى تقواى كمتر است، حتى اگر علم عالم با تقواتر كمتر از علم عالم ديگری باشد كه تقوايش كمتر است. چنان كه در باب اجتهاد و تقليد مفصلًا بحث كرديم.

در مورد اختلاف نظرها پس از شورى، رأى اكثريت بايد مورد تبعيت قرار گيرد ليكن اين اكثريت، اكثريت عالم‏ترين و با تقواترين افراد است و نه اكثريت عددى، چنان كه در آياتى چند(1) اكثريت مطلق و بدون شرط را محكوم كرده است. چنان كه اگر يك نفر معصوم رأيى دهد و تمام جهانيان با او اختلاف كنند، تنها مبنا، رأى آن معصوم است. و در علماء و متقيان ديگر نيز همين مبنا رعايت مى‏شد.

اصولًا و به ويژه در امور اجتماعى- چه فقهى و چه سياسى- مشورت با ناشايستگان هر گز درست نيست بلكه مشورت‏ها مى‏بايست با شايستگان و صالحان مرتبط با مطلب مورد شور باشد. براى مثال درانتخاب مرجع تقليد، تنها اين فقيهان عادلند كه رأى اكثرشان مطاع است و نه اكثر مردم. در مجلس شوراى اسلامى نيز كسانى مى‏توانند نماينده باشند كه رأى دهندگان به آنان دانشى و بينشى ممتاز داشته باشند و نه صرفاً افرادى كه اكثريت عددى را به خود اختصاص داده‏اند.

براى مثال در تعيين وزرا، آگاهان و دانايان به وظيفه و شغل آن فرد وزير و سياست‏مداران بر مبناى ايمان بايستى رأى دهند مثلًا در تعيين وزير بهداشت هرگز رأى اكثريت مطلق- تا چه رسد رأى يك يا چند نفر- كافى نيست كه مثلًا پرستاران و دانشجويان پزشكى به اضافه ديگر دانايان و شايستگان اين امر از جمله پزشكان برجسته اگر رأى دهند اين جا اكثريت هرگز متّبع نيست. بلكه به ويژه اكثريت آراء پزشكان و سپس پرستاران و دانشجويان پزشكى فقط معيار است و بس. اصولًا در هر شورى اكثريت علم و تقوا، دانش و بينش و كاردانى معيار است گرچه اين افراد از نظر تعداد قليل باشند و طرف مقابل آنها داراى اكثريت عددى.

والسلام علی عباد الله الصالحین

برداشتی از تفسیر ترجمان فرقان

خادم القرآن آیت الله العظمی دکتر محمّد صادقی تهرانی

__________________________________________________

 (1)

. 187: 7، 243: 2، 17: 11، 37: 6، 111: 6، 36: 10، 106: 12، 102: 7، 87: 43، 89: 17، 116: 6، 102: 7

 


بندگان خدای رحمان

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

وَعِبَادُ الرَّحْمَـٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿فرقان: ٦٣﴾ و بندگان خداي رحمان كساني‌اند كه روي زمين به فروتني و آرامي گام بر مي‌دارند؛ و چون نادانان با ايشان هم‌سخن شوند (به آنان) سلامي گويند (كه خدا شما را از ناداني برهاند و سالم بدارد).

ادامه مطلب »


استجابت دعا

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اگر درخواست دعا كننده از روى حقيقت باشد، خدا كه نزديكتر از وى به اوست، درخواستش را در صورت‏ مصلحت اجابت خواهد كرد، اصولًا درخواست در زمينه‏اى است كه موردش طبق مصلحت و شايسته انسان بوده، و از توان او نيز خارج باشد، و چاره‏اى هم جز درخواست از خدا برايش باقى نمانده، اگر شخص با تمام شرايط مصلحت و شايستگى، به نظر خودش و ناتوانايى‏اش، با كمال اخلاص دعا كرد، استجابت دعاى او در گرو اراده الهى است،

ادامه مطلب »


راه گمراهان

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

ضالين كسانى هستند كه در پيروى صراط مستقيم خدايى قاصر يا مقصرند، لكن قصور يا تقصيرشان خالى از عناد بوده، و در گمراهى خود حيرانند، و نمى‏دانند در چه راهى قدم گذارند، لذا احتمال هدايتشان بيشتر است. " مغضوب عليهم" اختصاص به يهوديان یا نصرانیان ندارد، زيرا تمامى آنان با صراط مستقيم حق معاند نيستند،

ادامه مطلب »


صراط مستقیم از عبودیت تا ربوبیت

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

بخشش‏ها بر پايه شايستگى‏هاست. به عبارت ديگر از نقطه عبوديت و بندگى تا نقطه ربوبيت و پروردگارى يك راه راست مستقيم و بى‏انحراف است، كه آفريدگان طالب هدايت با توجه به ميزان علم و تقوايشان در اين راه واحد تكامل داشته در حركتند، ديگرانى كه در اين راه نباشند دو دسته‏اند.

ادامه مطلب »


تنها تو را می پرستیم

اخلاق اسلامی در قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

در هستى دو معبود وجود دارد؛ يكى معبود راستين، و ديگرى معبود دروغين است، آرى بندگى و پرستش ذليلانه و فروتن گونه در برابر خواران و زبونان - همچون آنان كه غير خدا را مى‏پرستند - خوارى و ستم و تعدى به كرامت انسان است، پرستش غير خدا تنها از پرستش هواى نفس سرچشمه مى‏گيرد:"و لاتتبع الهوى فيضلك عن سبيل اللَّه" و هواى نفس را پيروى مكن كه تو را از راه خدا گمراه مى‏سازد.

ادامه مطلب »