تناسل آدمیان و برتری نژادی

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

تمامى نسلهاى فعلى انسانى در عرض زمين و طول زمان، تنها منتهى به یک مرد و یک زن است و بس، و ديگر نفرى و يا نفرات ديگرى هرگز در كار نيستند، و چنانكه آيه (4: 1) هم اين حقيقت را ثابت مى‏كند، كه بر خلاف رواياتى چند در تناسل دوم، حوريّه و يا جنّيه‏اى در كار نيست، كه اگر هم بود « من ذكر و انثى » غلط بود و بجاى « انثى » بايستى « أناثى » مى‏بود، كه نخست حوا براى نسل اول، و سپس حوريه و يا جنيه براى نسل‏ دوم، و دربعد سوم تناسل كلى تا آخرين زمان تكليف؛ روى اين اصل دومين تناسل انسان بر مبناى خواهران و برادران اولين بوده است كه پس از انجام اين ازدواج و تناسلش تا پايان زمان تكليف حرام گشته، و اين سخن كه ازدواج خواهر و برادر كلًا حرام است و مگر خدا ناتوان بود كه تناسل دومين را نيز بر مبناى حلال انجام دهد، كه حوريّه و جنّيه‏اى هم در كار باشد؟ پاسخش اين است كه اين ازدواج مانند ظلم و مشابهش حرمت ذاتى ندارد، بلكه حرمتش مصلحتى است، كه اگر اين حلّيت دوام يابد انفجار مداوم جنسى در كل خانواده‏ها خواهد بود، ولى تنها مرحلۀ دومين تناسل، در زمان محدود بين خواهران و برادران چنان محذورى را نداشته است، و اينكه خواهران و بردارن بگونه‏اى مماس از يك رحم و از يك صلب هستند پس چگونه مى‏شود با هم ازدواج كنند؟ پاسخ اين است كه اين منتهى شدن به يك صلب و يك رحم موجب حرمت ازدواج ايشان نيست، چنانكه نواده هاى انسان با يكديگر ازدواج مى‏كنند، وانگهى بر حسب روايتى از باقر العلوم (ع) كه در پاسخ اينگونه و آنگونه معترضان چنان فرمود: « مگر خود حوا از آدم آفريده نشده، پس چگونه با هم ازدواج كرده‏اند » آرى اين آفرينش نزديكتر از آفرينش مماس از پدر و مادر است.
اين جريان نخستين كل نسلها كه به يك مرد و زن، و او هم به همان يك مرد برگشت مى‏كنند، كه اين نسلها در عين كثرت‏ها و تفاوت‏هايشان وحدتى ديرينه دارند، و روى همين مبنا هم در عين شعوب و قبائلش بايستى به همين وحدت گرايش يابد.
«شعوب» جمع شَعب و يا شِعب است كه هر دو به معناى پستى و بلندى است، مانند درّه و كوه كه هر دو در عين دوئيت، يگانه و پيوسته‏اند، از جهتى يكى و از جهتى ديگر گوناگونند، در نظرى يگانه اند كه پست و بلند هر دو از يك زمين هستند، و در نظرى ديگر دواند كه پست زمين با بلندش از نظر كيفيت دوگانه‏اند، شعوب انسانى هم كه از دومين تناسل آغاز مى‏گردد همين گونه‏اند كه اين افراد به صلب‏هاى پدران و رحم‏هاى مادران بويژه در بُعد توارث نزديكند، سپس جمع «شعوب» قبائل است كه شعوب جمع اينگونه افراد است و قبائل جمع‏الجمع‏ است، كه در جمع چهره اينان با يكديگر چه نزديك و چه دور گوناگون است، و اين گوناگون بودن به اين هدف نيست كه از يكديگر دور باشند، بلكه « لتعارفوا » به اين هدف است كه يكديگر را بشناسند، كه اگر از نظر شكل‏هاشان يكسان بودند شناسائى‏شان نيز نابسامان بود، پس چنانكه يگانگى اصل نسلهاى انسانى بر مبناى وحدت است، چند گونه بودن آنان نيز بر مبناى وحدت شناسائى است و نه وحشت و فرار از يكديگر.
اين اختلاف صورت‏ها و سپس سيرت‏ها و بصيرت‏ها هرگز موجب تمايز و برترى بعضى بر بعضى ديگر نيست، و تنها در اين ميان در طول و عرض زمين و زمان يك امتياز موجود است و بس « أتقاكم عند الله » كه تمامى تمايزات را بر مبناى شريعت ربانى زير پا نهاده شده، و اين تنها ويژگى تقواست كه موجب برترى‏هاست، چنانكه در « والذين معه » تنها معيّت رسالتى محور امتياز است.
عرب يا عجم بودن، شهرى يا روستايى يا بيابانى و كوهستانى بودن، باسواد يا بى‏سواد بودن، زيبا و نازيبا، سياه و سفيد، غنى و فقير و ... در جمع يكسانند؛ مگر پارسايان كه از ديگران برترند، و خود اينان نيز بر حسب درجاتشان پارساترين‏شان برتر است، سياهى همان سياهى بى‏تقوايى و سفيدى هم سفيدى تقوا است.
و اكنون مى‏بينيم كه متمدن‏ترين ملل جهان مانند آمريكائيان هنوز بر سر سياه و سفيد كشمكش دارند، و اين ارتجاعى است جاهلى. و بى‏گمان اين: اتقاكم عنداللَّه، در اصل همان اتقاكم عند الناس است در حاشيه، كه « تخَّلقُوا باخلاق اللَّه » همين اخلاق پسنديده را در بر دارد، زيرا اخلاق اللَّه هرگز جرياناتى كه ويژه خداست نيست، كه تخلّق به آن‏ها براى غير خدا محال است، بلكه جرياناتى است مشابه در در بعد آفريدگان با آنچه را در اصل آفريدگار انجام مى‏دهد مانند عدالت، رحمت، فضيلت، كه اينجا هم « ان اكرمكم عنداللَّه اتقاكم ».

والسلام علی عباد الله الصالحین

برداشتی از تفسیر ترجمان فرقان

خادم القرآن آیت الله دکتر محمّد صادقی تهرانی


طهارت مطهّرون

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

هیچ‌کس نمی‌تواند خودش را بطور استقلالی تطهیر کند. مگر این‌که در آن درجه‌ای که خویشتنِ خویش را تطهیر می‌کند خدا هم به او استقامت بدهد، کمک کند و او را تطهیر کند، بنابراین مطهرّون هر دو بُعد را شامل است. یعنی خدا کسی را بدون مقدمه تطهیر نمی‌کند حتی معصومین را هم بدون مقدمه تطهیر نمی‌کند. پس مقدمه‌ی طهارت، خودی است و موخّره‌ی طهارت، ربّانی است

ادامه مطلب »


معراج از دیدگاه قرآن

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اين همان رؤيت ربانى محمدى(ص) است كه مورد مطالبه موسى بود، و در پاسخش موسى دچار بيهوشى فراتر از مرگ گرديد، كه تا موسى موسى است چنان رؤيتى برايش محال است، مگر آنكه بيهوش شود كه در بيهوشى هم هيچگونه ديدى ندارد، چنان كه كوه طور هم در عين مكانت وحى توراتيش تحمل قدرت و فشارى فوق قدرتش نداشت، و همچون جبل موسوى واژگون گرديد.

ادامه مطلب »


خلود جهنمیان

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

خلود ابدى به معناى بى‏نهايت بودن - بر خلاف آنچه گمان مى‏شود - با موازين قرآن و عقل و با عدل الهى كلًا منافات دارد، زيرا برابرى جزا با گناه مقتضاى عدالت است و در آياتى مانند « انما تجزون ماكنتم تعلمون » انما حصر است؛ (تنها نسبت به آنچه انجام داده‏ايد جز داده مى‏شويد). حتى بر حسب آياتى عذاب گناه‏كاران به طور كلى كمتر از استحقاق آنان مى‏باشد (7: 156)

ادامه مطلب »


تحریف قرآن !؟

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

تحریف از حرف است ، حرف جانب کلام است ؛ یعنی قرآن را به جانبی غیر از جانب قرآنی‌اش انداختن. و این دارای پنج مرحله است: یکی مرحلۀ تحریف معنوی ؛ که قرآن را برخلاف نص و یا ظاهرش معنا کردن و تحمیل بر قرآن نمودن ؛ که هم کفّار و هم مسلمان‌ها این گونه تحریف معنوی را نسبت به قرآن انجام می‌دهند.

ادامه مطلب »


اسامی قرآن

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اسامی قرآن ، از جمله امتیازاتش این است که چه اسم های خود قرآن و چه اسم هایی که قرآن برای اشخاص یا برای بلاد معین کرده است ، دارای معانی خاص و مناسب با مسمّایش می باشد. برخلاف اسمایی که صرفاً از نظر لفظی اسم است ولی از نظر معنوی اسم نیست.

ادامه مطلب »