اسامی قرآن

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اسامی قرآن ، از جمله امتیازاتش این است که چه اسم های خود قرآن و چه اسم هایی که قرآن برای اشخاص یا برای بلاد معین کرده است ، دارای معانی خاص و مناسب با مسمّایش می باشد. برخلاف اسمایی که صرفاً از نظر لفظی اسم است ولی از نظر معنوی اسم نیست. چون اسم به معنای علامت است. علامت یا یک بعدی است مثل زید، که فلان شخص است، اما معنای زیدیّت در او اصلاً مطرح نیست.گاهی اوقات، هم از نظر لفظی اسم است و هم از نظر معنوی، مثل اللّه ، اِله ، رحمن ، رحیم ، اسماء ذات ، اسماء صفات ، اسماء فعل که تماماً هم از نظر لفظی ، اشاره و علامت است و هم از نظر معنوی.سایر اسماء قرآن ـ که حدود چهل اسم در قرآن آمده ـ همه چنین است. از جمله : کتاب ، قرآن ، فرقان ، مبین ، بیان ، تبیان ، برهان ، عظیم ، عزیز ، کریم ، صراط مستقیم ، حکم ، ذکر ، موعظه ، نور ، روح ، مبارک ، نعمت ، بصائر ، رحمت ، حق ، فصل ، هادی ، شفا ، هدی ، تنزیل ، مُهین ، قیّوم ، بشیر ، نذیر ،‌ حدیث ، نجوم ، حبل ، مثانی و …

تمام این اسماء ، علاوه بر‌دلالت لفظی، دارای دلالت معنوی برای قرآن است،مهم دلالت معنوی است که همه این معانی در سراسر قرآن وجود دارد.مثلاً کل قرآن،کتاب است گرچه سایر کتاب های آسمانی هم کتاب است ولی کتاب داریم تا کتاب.

امّا درباره اسم کتاب،ملاحظه می کنیم که: در مقابل کتاب بودن قرآن حتّی سایر کتب‌آسمانی هم کَاَنّه کتاب نیستند و لذا لفظ کتاب که در قرآن آمده یعنی ثابت‌ترین مکتوبات و نوشته های وحیانی. سایر نوشته های وحیانی،ثابت نیستند بلکه نسخ شده و تکامل یافته اند،ولکن قرآن،تکامل الهی مطلق الی یوم القیامه دارد و هرگز نسخ بردار نیست. بنابراین لفظ کتاب در قرآن به این معنا است. چنان که لفظ وحی چنین است.

در حالی که در قرآن نسبت به کتاب نوح ، « وَصّی » آمده و نسبت به ابراهیم ، موسی و عیسی « وصیّنا » آمده است ولی نسبت به قرآن «أوحینا» است و در اینجا « نا »‌ دلیل بر جمع بودن صفات ربّانی است، که در وحی قرآنی برای استحکام رسالت آخرین رسول آمده است، با این که تمامی کتاب های آسمانی وحی است لکن قرآن، هم کلّ وحی است و هم کلّ وصیّت ربّانی.

اما وحی قرآنی مرحله پایانی وصیّت وحیانی است ، وصیّت وحیانی دارای ابعادی است و وحی دارای مراحلی است: گاه وحیِ خالصِ مطلق بی شائبه است. و گاه وحی غیر مطلقِ موقت است ، که قابل تکامل می باشد.

در هر صورت ، قرآن یعنی خواندنی ، و همه کتاب ها ـ چه وحیانی و چه غیر وحیانی ‌ـ خواندنی است. لکن کتاب های وحیانی کلاًخواندنی تر از کتاب های غیر وحیانی است ، چون کتاب های غیر وحیانی قصور دارند ، نقص ، تقصیر ، تضاد و تناقض دارند، ولی کتاب های وحیانی هیچ کدام از این نواقص را ندارند.البته در‌کتاب های وحیانی هم درجاتی در بُعد مطلق بودن و خالص بودن وجود دارد ، ولی خالص ترین ، مطلق ترین و ثابت ترین کتاب وحیانی، قرآن است. تورات در برابر قرآن ؛ « قرآن و خواندنی » نیست ، گرچه نسبت به زمان خودش ، « قرآن و خواندنی » است. و امّا در کلّ مواردی که قرآن ذکر می شود ، مُراد از آن ، این خواندنی اخیر و وحی اخیر است.

درباره «فرقان» نیز ملاحظه می کنیم که کتاب های آسمانی دیگر فرقان نیستند.چون فرقان ، فارق بین حق و باطل است. فارق دیگرِ بینِ حق و باطل ، خود رسل و معجزات آنهاست ، امّا کتاب های آسمانی « بنفسها »‌ دلیل ربّانی بودن آنها نیست ولکن در رسالت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم ، قرآن هم دلیل بر رسالت و هم دلیل بر ربانیّت است و هم معجزه خالده و هم فرقان است. لذا هیچ کتابی از کتاب های آسمانی به نام فرقان نیامده است. و هم چنین « مبین » و « بیان » و « تبیان » و تمام اسم های قرآن ، نشانگر و بیانگر حقیقتِ واحدِ بی نظیرِ ممتازِ قرآنی است. و اسامی دیگری را هم که خدای متعال مقرر فرموده ، دارای معانی لفظی و معنوی مرتبط با هم است. مثلاً یحیی علیه السلام به وحی ربّانی نام گذاری شده لم نجعل له من قبل سمیّا (مریم،/19 7) یحیی را خدا نام نهاده ، مریم را نیز خدا نام نهاده است. این اسمایی را که از نظر لفظی و معنوی و واقعی با هم مطابقت دارند ، این‌ها را خدا نهاده است.همان طور که خدا مطلق است، در تسمیه ها و بیانات و احکام هم مطلق است ، ولکن غیر خدا احیاناً نظر به معانی مسمیّات دارند ولی نظرشان مطلق و محیط نیست. این مختصری است از اسمای قرآن که در قرآن آمده است.

باید اشاره کنم که قرآن در ابعاد گوناگون،خودش را معرفی می کند:یکی به طور مختصر در اسمائش و یکی مفصّل در خود آیاتش؛آیات مفصلاّت قرآن،خودش فرقان است و خودش نشانگر ربّانی بودن آن است. یعنی هر اندازه علم و عقل بشر،فکر بشر، کمالات بشرجلوتر برود اگر با نظر صحیح و مستقیم ، بدون تحمیل به قرآن نظر کند ، قرآن خودش بر ربّانیت ربّ و رسالت رسول و خاتمیت خود دلالت دارد. مثلاً در آیه قل أیّ شیء اکبر شهاده قل اللّه شهید بینی و بینکم و اوحی الیّ هذا القرآن لاُنذرکم به ومن بلغ (انعام،/6 19) ببینید چه چیزی شهادتش بالاتر است. قل اللّه ، اللّه گواه است در کل جهات بر کلّ حقایق. آیا ما اللّه را می بینیم ، وحی اللّه را می شنویم،این « کُم »‌ چه کسانی هستند؟ « کم » کل مکلّفان هستند. آیا کلّ مکلّفان به استثنای رسول وحی،وحی اللّه را می‌شنوند؟ نخیر. پس برای این « کُم » چه طور خدا شاهد است؟ و اوحی الیّ هذا القرآن لاُنذرکم به ومن بلغ ، بهترین شاهدِ ممکن بر الوهیت اللّه ، شریعت اللّه ، وحدت اللّه و کل خصوصیات ذاتی و صفاتی و افعالی اللّه ، قرآن است که اگر بر فرض محال خدا را می‌دیدیم یا سخنش را می‌شنیدیم ، قوی تر از این نبود که ما قرآن را ببینیم و بشنویم و فکر کنیم. بنابراین شاهد ربّانیت و الوهیت و کل خصوصیات ربّانی ـ چه از نظر تکوین و چه از نظر تشریع ـ قرآن است.

والسلام علی عبادالله الصالحین

بخشی از آثار صوتی خادم القرآن آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی (ره)


طهارت مطهّرون

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

هیچ‌کس نمی‌تواند خودش را بطور استقلالی تطهیر کند. مگر این‌که در آن درجه‌ای که خویشتنِ خویش را تطهیر می‌کند خدا هم به او استقامت بدهد، کمک کند و او را تطهیر کند، بنابراین مطهرّون هر دو بُعد را شامل است. یعنی خدا کسی را بدون مقدمه تطهیر نمی‌کند حتی معصومین را هم بدون مقدمه تطهیر نمی‌کند. پس مقدمه‌ی طهارت، خودی است و موخّره‌ی طهارت، ربّانی است

ادامه مطلب »


معراج از دیدگاه قرآن

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اين همان رؤيت ربانى محمدى(ص) است كه مورد مطالبه موسى بود، و در پاسخش موسى دچار بيهوشى فراتر از مرگ گرديد، كه تا موسى موسى است چنان رؤيتى برايش محال است، مگر آنكه بيهوش شود كه در بيهوشى هم هيچگونه ديدى ندارد، چنان كه كوه طور هم در عين مكانت وحى توراتيش تحمل قدرت و فشارى فوق قدرتش نداشت، و همچون جبل موسوى واژگون گرديد.

ادامه مطلب »


خلود جهنمیان

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

خلود ابدى به معناى بى‏نهايت بودن - بر خلاف آنچه گمان مى‏شود - با موازين قرآن و عقل و با عدل الهى كلًا منافات دارد، زيرا برابرى جزا با گناه مقتضاى عدالت است و در آياتى مانند « انما تجزون ماكنتم تعلمون » انما حصر است؛ (تنها نسبت به آنچه انجام داده‏ايد جز داده مى‏شويد). حتى بر حسب آياتى عذاب گناه‏كاران به طور كلى كمتر از استحقاق آنان مى‏باشد (7: 156)

ادامه مطلب »


تناسل آدمیان و برتری نژادی

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

تمامى نسلهاى فعلى انسانى در عرض زمين و طول زمان، تنها منتهى به یک مرد و یک زن است و بس، و ديگر نفرى و يا نفرات ديگرى هرگز در كار نيستند، و چنانكه آيه (4: 1) هم اين حقيقت را ثابت مى‏كند، كه بر خلاف رواياتى چند در تناسل دوم، حوريّه و يا جنّيه‏اى در كار نيست

ادامه مطلب »


تحریف قرآن !؟

تفسیر موضوعی قرآن | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

تحریف از حرف است ، حرف جانب کلام است ؛ یعنی قرآن را به جانبی غیر از جانب قرآنی‌اش انداختن. و این دارای پنج مرحله است: یکی مرحلۀ تحریف معنوی ؛ که قرآن را برخلاف نص و یا ظاهرش معنا کردن و تحمیل بر قرآن نمودن ؛ که هم کفّار و هم مسلمان‌ها این گونه تحریف معنوی را نسبت به قرآن انجام می‌دهند.

ادامه مطلب »