مهجوریت قرآن ؟

فقه قرآنی | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

كفار و مخصوصاً معاندين نسبت به قرآن دو وجهه دارند و مسلمانها هم چند وجهه دارند. وجهه‌ي اوّلِ كفار كه آنها خودشان هم بدون استثنا مي‌دانند، اين است كه قرآن از نظر فصاحت، بلاغت، لغت، بيان، بي‌نظير است. و مي‌دانند اگر قرآن صد‌در‌صد در اجتماع مسلمانها جا‌بيفتد، مخصوصاً در حوزه‌هاي اسلامي، آنها را كنار مي‌زنند. چون به قدري حقايق قرآن درخشان و بيانش روشن است و حقايق بر مبناي فطرت و عقل و علم مطلق است كه اگر در جوّ اسلامي نمودِ واقعي پيدا كند، از نظر علم معرفتي، اسلام و قرآن جهان شمول خواهد شد و كفّار و معاندين حاضر نيستند تحت سيطره‌ي قرآن درآيند، سپس اين فكر را به عنوان تقديس در ميان مسلمانها جا انداختند ـ مثلاً مشركان يكي از ادلّه‌شان كه غير خدا را مي‌پرستند، تقديس خداست ـ مي‌گويند كه خدا به قدري بزرگ و با عظمت است و ما به قدري كوچك و ناچيز هستيم كه عبادت كردن ما نسبت به خدا، اهانت است. بنابراين ما خدا را عبادت نمي‌كنيم. خدائيان را، بتان را، طاغوتان را و اصنام را عبادت مي‌كنيم. كفار هم اين فكر را در ميان مسلمانها جا‌‌انداختند كه خدا بالاتر است از اينكه بياناتش را ما مردمان بررسي كنيم و بفهميم. بيانات خدا، مجهول است. چون همان‌طور كه خدا وجودش معلوم است ولي ذاتش براي ما مجهول است بيانات خدا هم، بيانات خدايي است. بيانات خدايي را تنها خدائيان، رسولان، و ديگر معصومان مي‌فهمند و ما نمي‌توانيم بفهميم. لذا قرآن را كنار گذاشتند به عنوان قداست و گروهي از عالمان بنابر رويه‌ي ديرينه‌ي حوزه‌هاي علميه، اصالة الحديث شده، مراجعاتي به قرآن ـ مگر در حاشيه‌ي حديث ـ ندارند. بُعد سوم اينست كه گروهي از شرع مداران حساب كردند كه اگر به قرآن توجه كنند، وحدت نظر، وحدت فكر، وحدت فتوي ايجاد مي‌شود و اين وحدت، مزاحم با مرجعيتها، مقام‌هاي متعدد علمي، عنوانها، دست بوسيها، سهمِ امامها، آيت‌اللّه العظمي گفتنها است و لذا اين كثرت را بر وحدت ترجيح دادند تا جايي كه شخصي مثل صاحب معالم مي‌گويد: قرآن ظني الدّلاله است. و اين اهانت بزرگي به قرآن است و معنايش عاجز، جاهل و خائن بودن خدا است. در حالي كه سرّ جمع قرآن در زمان خود رسول خدا چنان بود كه قرآن آن‌گونه كه هست و نازل شده استفاده شود: «وقال الرسول يا رب انّ قومي اتّخذوا هذا القرآن مهجورا» (فرقان، 25/30) و رسول گفت: پروردگارا قوم من محققاً قرآن را مهجور و دور داشتند. آيا هجران از قرآن، هجران از رسول هست يا نه؟ چون رسول متن رسالت و نبوتش، قرآن است. آيا قوم، قوم اسلامي زمان حضرت است يا قوم، كل اقوام اسلامي در طول زمان است؟
بالاخره به اين قرآن ظلم شده است در كل ابعاد، مشركان، ملحدان، اهل كتاب، مسلمانها، شيعه‌ها، سني‌ها، قدما، متأخران، متأخر متأخران به اين قرآن ظلم كردند و آن را مهجور نمودند. بنابر آيه‌ي ديگر كه: «انّ الذّين يؤذون اللّه ورسوله لعنهم اللّه في الدّنيا والاخرة» (احزاب، 33/57) پس كل كساني كه قرآن را مهجور داشته‌اند، مورد لعنت خدا در دنيا و آخرتند. چرا؟ براي اينكه محور دعوت ابديِ رباني را كه قرآن است كنار گذاشتند كه مي‌فرمايد: «واعتصموا بحبل اللّه جميعا» (آل عمران، 3/103).
و آيا اين نگهباني خود و ديگران به وسيله‌ي قرآن امر محالي است و يا ممكن؟ و اين امر ممكن ميسور است يا معسور؟ «يريد اللّه بكم اليسر ولا يريد بكم العسر» (بقره ،2/185) اعتصام به حبل اللّه كه قرآن است.حبال اللّه نيست، حبل اللّه و يگانه است، و نه چند گانه و يا چند گونه، و چنانكه خدا واحد است «حبل اللّه»، نيز واحد است و اگر حالت اتصال بين مكلّفان و خدا، متعدد است، اينجا زائد ذكر شده، و اين واحد، همان وحدت قرآني را بيان مي‌كند. بنابراين اعتصام به قرآن، هم ممكن است و هم ميسور. اعتصام داراي سه بُعد است كه بُعد اوّل آن، دست كم اينست كه طلب عصمت علمي و معرفتي و دلالتي به قرآن است؛ بدين معنا كه آموزه‌ي احكامي تكليفي براي كل مكلفان مورد امر است.

والسلام علی عبادالله الصالحین

برداشتی از آثار صوتی خادم القرآن آیت الله العظمی دکتر محمّد صادقی تهرانی


دلالت آیات در محکمات و متشابهات

فقه قرآنی | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

كل قرآن در جهاتى چند محكمات است‏ إحكام تمامى آيات به معنى حكمت عاليه ربانى است كه در تمامى آيات قرآنى نمودار است. و همچنين معنى محكم بودن دلالت كل آيات قرآن است. احكام آيات در برابر تفضيل آيات به اين معنى است كه نزول دفعى قرآن بر قلب مبارك رسول اللَّه صلى الله عليه و آله در شب قدر بر مبناى احكام و اتقان صورت گرفته، و در حقيقت تمام محكمات و متشابهات قرآن مفصل در نزول دفعى قرآن بدينگونه محكم بوده‏اند.

ادامه مطلب »


سنت و عترت در تبیین قرآن

فقه قرآنی | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

آنها چشم‌ها را باز می‌کنند تا مردم به گونه ای معصومانه ببینند و درست نگری را به انسان نشان می دهند، نه اینکه در نگرش به قرآن، چیزی افزون از خودشان را به قرآن اضافه کنند! نه به قرآن اضافه می کنند و نه از آن کم می کنند. بلکه قرآن را چنان که خدا اراده فرموده است و دلالت دارد، در کل ابعاد سه گانه تبیین می کنند.

ادامه مطلب »


فقه قرآنی و نقدی بر فقه سنتی

فقه قرآنی | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

در «فقه سنتی» كلًا عادت شده كه قرآن از محوریّت مبنای فقهی خارج باشد چنانكه در شيعه، عقل و اجماع و سيره و شهرت و خبر واحد ظنى را به آن افزوده‏اند، و برادران سنّى مذهب نيز قياس،استحسان و استصلاح را در رشته ادلّه‏ى دينى آورده‏اند، ولى عملًا روايت و اجماع يا شهرت و يا ... بر ظاهر و حتى بر نص قرآن مقدّم داشته مى‏شود، و در نتيجه تضاد و تناقض نظرات اسلامى چه اصلى و چه فرعيش، نه در اثر گذشت زمان، كه در يك زمان هم بسيار است.

ادامه مطلب »


فقه بر مبنای قرآن و سنت قطعیه

فقه قرآنی | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

سخن خوب در راستاى شريعت الهى تنها همان است كه به خوبى از «كتاب و سنّت قطعيّه» برداشت شود، و نه از مداركى ديگر، كه آن اصلاح و ديگرش افساد است، زيرا: «وَالَّذينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ وَأقامُواالصَّلاةَ إنّالانُضيعُ اجْرَالْمُصْلِحينَ». (و كسانى كه به‏وسيله‏ى «كتاب» (قرآن) نگهبانى مى‏كنند (خود و ديگران را از كژى و نابسامانى) و نماز را بپا مى‏دارند، محققاً ما مزد اصلاح‏كنندگان را ضايع نمى‏كنيم).

ادامه مطلب »


فقه گویا

فقه قرآنی | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

«فقهِ» قرآن در تمامى ابعادش «فقه گويا» است، كه در بالاترين قله‏ى روشن بيانى و روشنگرى است، كه با بيانى رسا «حجت بالغه» و رساى ربانى را براى مكلفان بيان داشته، و خودِ اين روشن‏بيانى در بالاترين حدّ اعجاز و روشن‏گويى است كه به اصطلاح «فصاحت و بلاغتش» مانند ساير ابعاد اعجازش، از تمامى فصاحت‏ها و بلاغت‏هاى زبان‏هاى ادبى موجود در جهان- و حتى از وحى‏هاى ديگر ربانى هم- برتر است، و به تعبير مكررش «عربى مبين» روشنى روشن‏كننده است.

ادامه مطلب »