هو الله

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

هويت و ذات و خدائى او يكتا و يگانه است:

1ـ يكتائى ذات، از اين رو كه داراى جزء و اجزاء نيست، و حد و حدود ندارد، بلكه در حقيقت معنايش، مجرد است.

2ـ يكتائى صفات، از اين رو كه صفاتش زائد بر ذاتش نيست و جوهر بر ذات نيست و معنى اضافى بر ذات نمى‏باشد و هيچ گونه حقيقتى جز ذاتش نيست و در حقيقت بين صفاتش و بين صفات و ذاتش، تعدى نيست.

3ـ يكتائى ازلى، چرا كه غير او چيزى ازلى نيست.

4ـ يكتائى ابدى، چرا كه غير او چيزى ابدى نيست...او است اول و آخر.

5ـ يكتائى در خالقيت، چنان كه در قرآن مى‏خوانيم: هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ:1 «آيا غير از خدا آفريدگاري هست؟».

و در سوره مى‏خوانيم: قُلِ اللّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ:2«بگو: خدا آفريننده هر چيزي است و اوست يگانه يگانه قهار».

6ـ يكتائى در ذات و صفاتش، به اين معنى كه مثل و نظير ندارد چنانكه در سوره شورى مى‏خوانيم: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ3 «هرگز چيزي (در ذات و صفات و افعالش) همانند او نيست».

7ـ يكتائى در پرستش، چرا كه معبودى جز او نيست، چنان كه در قرآن مى‏خوانيم: فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ4: «پس خدا را براي طاعتش باسحدلانه فراخوانيد» چنانكه مى‏خوانيم: لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ:5«ديده ها (ي سر، سِّر) او را نمي يابند، حال آنكه او (محل) ديدگان را درمي يابد».

و در سوره طه مى‏خوانيم وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا:6 «و (آنان) هيچ گونه احاطه علمي به او ندارند».

معناى «هو» :

كلمه «هو» به اصطلاح ادبى اسم است، به حقيقت مرموزى اشاره مى‏كند، نه اشاره حسى و عقلى، بلكه بر اساس هويتى كه با ساير هويت ها فرق دارد ـ چيز است اما نه مانند ساير چيزها ـ و خارج از دو حد ابطال و تشبيه مى‏باشد.

هويت پنهان مطلق، كه هيچ گونه اميد ظهور او براى غيرش نيست ظهور به اين معنى كه ذاتش درك شود، او ذاتاً غايب و پنهان است ولى به واسطه آيات و نشانه هايش آشكار مى‏باشد.

هوالله :

كلمه «الله» از «اله» گرفته شده (يعنى تحير و سرگردانى) چرا كه مخلوقات از درك حقيقت و احاطه به چگونگى خدا، حيرانند (امام على عليه‏السلام ).

نه او را مى‏توان به حس درك كرد و نه به خيال بلكه او ايجاد كننده خيال ها و آفريدگار حس ها است (امام صادق عليه‏السلام ).

چرا كه مخلوقات از درك حقيقت خدا عاجزند و در پرتو او اطمينان خاطر مى‏يابند و به درگاه ساحت او ناله سر مى‏دهند و راز و نياز مى‏كنند.

الله به معنى معبود حق است و غير از او معبودى نيست.

«پس خدا را خالصانه بخوانيد و اطاعت كنيد».

و در سوره يوسف مى‏خوانيم: إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ»7 فرمان جز براى خدا نيست (كه) فرمان داده جز او را نپرستيد».

خدا يكتا است نه يكتاى عددى و نه از عدد گرفته شده و نه به عدد برمى گردد، پس يكتائى خدا با همه يكى‏هاى غير او فرق دارد، چرا كه يكى‏هاى غير خدا به تعدد بر مى‏گردد، اما يكتائى خدا چنين نيست.

الله الصمد :

يعنى خدا جوف و درون ندارد8 زيرا مادى نيست، چرا كه ماده هر قدر هم حكم و سخت باشد، داراى جوف است و همچنين خدا، روحى نيست تا خالى از كمالى كه شايسته خدائى است باشد.

لم يلد :

آفرينش مخلوقات بدست او، يعنى ولادت آنها از او نيست، خواه ولادت به معنى جدا شدن نطفه از ذات پاك خدا يا غير آن، يا به معنى تبديل وجود خدا به غير خود، چنان كه در خرافه تثليث مسيحيان گفته مى‏شود.

او نمى‏زايد، بلكه مى‏آفريند، تا آنجا كه بين او و مخلوقاتش، مباينت ذاتى در حد تناقض وجود دارد.

ولم يولد :

از چيزى زائيده نشده، هرگونه ولادت كه باشد خواه مادى يا غير مادى!

پس خداى «پدر» خدا نيست، زيرا او پسر زائيده و همچنين خداى ابن (مسيح) خدا نيست، زيرا كه او از خداى پدر متولد شده، پاك و منزه است آن خدائى كه نه ميزايد تا ارث گذارنده و در معرض هلاكت باشد و نه زائيده شده تا در عزتش، شريك داشته باشد.

ولم يكن له كفوا احد :

نه در ازل و نه در ابد، كسى و چيزى نيست كه با خدائى خدا برابرى كند يا او را كمك نمايد و شبيه او باشد، چنان كه در خرافه ازليت «خداى ابن» به صورت متناقض ذيل بيان شده:

«مسيح، مولود غير مخلوق است» معنى اين جمله جز اين نيست كه مسيح مولود غير مولود است، در نتيجه سر از تناقض بيرون آورد.

الحمد الله اولا و آخرا

برداشتی از کتاب ماتریالیسم و متافیزیک

خادم القرآن آیت الله العظمی دکتر محمّد صادقی تهرانی


1- فاطر، 3

2- رعد، 16

3- شورى، 11

4- غافر، 14

5- انعام، 103

6- طه، 110

7- يوسف، 40

8- صمد در اصل لغت به معنى بى جوف آمده و در بعضى روايات اسلامى نيزاين معنى آمده است.


تسبیح گویان رب

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

تمامى آفريدگان تسبيح گويان به وسيله سپاسگذارى خدایند، چنانكه در آياتی از قرآن هدايت هر موجودى را پس از آفرينشش از رحمت‏هاى ربانى وانمود كرده كه محورش همين تسبيح به حمد است، و اين تسبيح بر خلاف لغت فلسفه و عرفان كه احياناً آنرا تأييد مى‏كند، به اصطلاح تسبيح تكوينى نيست، نگرش درست مكلفان بسوى آنان و كاوش در ذاتيات و صفات و افعال آنان، خود گوياى اين است كه همگان آفريدگان خدايند، روى اين اصل دريافت اين تسبيح تنها مربوط به مكلفان است، بويژه تسبيح جمادات و نباتات، ولى اينجا جمله" ولكن لاتفقهون تسبيحهم" به كلى علم به اين گونه تسبيح را از كل آفريدگان سلب كرده و ويژه خود مكلفان قرار داده، كه شما هرگز نمى‏توانيد تسبيح اينان را دريابيد

ادامه مطلب »


نقدی بر سوفیسم

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اين شبهه سوفسطائى، تنها مشكلى كه سر راه ما ايجاد مى‏كند «مشكل شعور و احساس» است، ولى احساس و درك ما از حوادث و پديده‏هاى جهان، در شمار وهم و خيالى كه هيچ گونه سايه‏اى از حقيقت در آن نباشد نيست. ما از سوفسطائیان مى‏پرسيم: اگر فرضاً حقيقتى در جهان باشد، به نظر شما ذات و صفات و آثار آن (كه اكنون آن را نيافته‏ايد) چگونه است؟ و ما چگونه مى‏توانيم آن را بشناسم؟

ادامه مطلب »


مزاياى هميشگى اعتقاد به خدا

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اعتقاد به وجود خدا داراى مزايايى هميشگى است، و در اينجا سه دليل وجود دارد كه هرگز دين و ايمان به خدا از بين نمى‏رود. نظام تربيتى اى كه بر «ايمان» استوار باشد، نظامى است كه در هر زمان و مكان و در هر جوى مناسب با افراد بشر است؛ اما نظام تربيتى كه بر فلسفه طبيعى كه هدف از آن تندرستى و لذت است استوار مى‏باشد، تناسب و سازش با بيماري هاى مزمن درمان‏ناپذير و بيمارانى كه از بهبودى خود نااميدند ندارد.

ادامه مطلب »


ايمان به خدا مدافع آزادى راستين

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

بعضى افراد با اينكه اقرار به وجود خدا دارند اما از ترس اينكه قيود بندگى به آزادى آنها لطمه مى‏زند از ايمان به او شانه خالى مى‏كنند. ولى بايد توجه داشت كه ايمان به خدا «قيد» هست اما قيد گشايش است. قيداست كه ضامن آزادى انسان از اسارت هواپرستى است و به آن افرادى كه در جستجوى رستگارى هستند، حيات و نور مى‏بخشد. پس هر قيدى چنان نيست كه رهائى از آن واجب و يا درست باشد. زيرا انسان به هر حال در قيد است. يا در قيد عقل است و يا در قيد هواپرستى. و روشن است كه با هواپرستى جلو تابش عقل گرفته مى‏شود.

ادامه مطلب »


مناظره پيرامون حدوث جهان

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

علوم تجربى و بررسي هاى عقلى كه بر علوم متكى است، ازليت ماده را از محالات مى‏داند، و قانون لاووازيه ارتباطى به فلسفه آفرينش از نظر ازليت و حدوث ندارد. و به فرض اينكه ارتباط داشته باشد گفتگوى ما با شما در محور آنچه كه گفته شده يا گفته مى‏شود ولى بدون برهان نيست. ما تابع دليل هستيم، و به هرجا كه ما را راهنمائى كند، دنبالش مى‏رويم.

ادامه مطلب »