مزاياى هميشگى اعتقاد به خدا

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اعتقاد به وجود خدا داراى مزايايى هميشگى است، و در اينجا سه دليل وجود دارد كه هرگز دين و ايمان به خدا از بين نمى‏رود:

1ـ نظام تربيتى اى كه بر «ايمان» استوار باشد، نظامى است كه در هر زمان و مكان و در هر جوى مناسب با افراد بشر است.

اما نظام تربيتى كه بر فلسفه طبيعى كه هدف از آن تندرستى و لذت است استوار مى‏باشد، تناسب و سازش با بيماري هاى مزمن درمان‏ناپذير و بيمارانى كه از بهبودى خود نااميدند ندارد.

نظام تربيتى اى كه بر اساس فلسفه پراگماتيسم (اصالت عمل نه فكر) استوار است، با كسانى كه قادر و آماده بر آن نيستند، سازش ندارد. و همچنين تربيتى كه بر اساس فلسفه انسانيت و نوع دوستى است با مردمى كه تنها داراى استعدادهاى ماشينى نه معنوى هستند سازگار نيست...

اما تعليم و تربيتى كه بر اساس ايمان به خدا است، با همه افراد بشر در همه جا، در بازار، دانشگاه، خانه‏ها، بيمارستان ها، محله‏هاى فقيرنشين، زندآنها در ميدان جنگ و...مناسب است.

ايمان به خدا در انسان نيروئى ايجاد مى‏كند كه اين نيرو ضامن حفظ صاحبش از هر گونه ضرر است، و به دل ها اطمينان و آرامش مى‏بخشد. از اين رو كه آن دل ها به خدا توكل كرده و از او اميد فوز و رستگارى دارند.

در قرآن سوره رعد آيه 28 مى‏خوانيم: «الا بذكرالله تطمئن القلوب»؛ «هشدار كه با ياد خدا دل‏ها آرامش مى‏يابد». هرگز دلها به غير خدا آرامش نمى‏يابند، زيرا غير خدا مساوى با نياز و اضطراب است و راه آن به فنا و نابودى منتهى مى‏شود.

از نظر زيست‏شناسى، دين را مى‏توان چنين تعريف كرد: «دين يعنى بندگى انسان از نيروى برتر كه براى آن نيرو، حدى نيست به خاطر حس نيازى كه در آرامش خود به اين نيرو دارد».

2ـ دانشمندان و خردمندان همواره در جستجوى معنى و هدف از زندگى هستند، اعتقاد به وجود خدا براى تامين اين معنى ضرورى است.

3ـ كودكان صرف نظر از هجومهاى افكار گمراه كننده و يا معقول، به طور فطرى رشد مى‏كنند. و تا وقتى كه فعل و انفعالات مغز آنها با تجارب حسى ادامه دارد، و جهان همچون گذشته با گردش خود به پيش مى‏رود، رشد فكرى كودكان بر همين اساس يعنى پذيرفتن قوانين طبيعى ادامه مى‏يابد و رشد مغز افراد بالغ نيز در همين مسير است. مگر اينكه در اين مسير طبيعى، مانع و حائلى بوجود آيد و آنرا از ادامه مسير بازداشته و يا گمراه كند.

افكار قسمت اعظم افراد بشر، بدون انحراف از مبادى اساسى اى كه قوانين و ساير وظايف طبيعت بر آن حكم فرما است، سير و كار نموده و در شناخت علل و اسباب آنچه در وراى محسوسات قرار دارد، تلاش و كوشش كرده و سرانجام به اعتقاد به خدا رسيده است.

از اين رو شايسته و مايه اميدوارى است كه به اين بشارت و مژده قرآنى خوشوقت شويم كه در سوره رعد آيه 17 مى‏فرمايد:

«...و اما كف پس بى مهابا به هدر مى‏رود، ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند، در زمين هم چنان (باقى) مى‏ماند.

و در سوره انبياء آيه 18 مى‏فرمايد: «بلكه ما (نيروى) حق بر باطل مى‏افكنيم؛ پس بينى اش را به خاك مى‏كشاند، پس ناگهان (هم) آن نابود است. و واى بر شما از آنچه توصيف مى‏كنيد».

روى همين پايه فطرى و سود و تناسب است كه افكار دينى در همه ادوار تاريخ كاملا باقى بوده، و همزمان با دوام تولد كودكان (كه داراى فطرت دست نخورده خدادادى هستند) همچنان باقى است؛ تا وقتى كه انحراف و گمراهى و الحاد مادى، سراغ آنها نيايد. چنانكه پيامبر (صلى الله عليه و اله و سلم) فرمود: «هر مولودى بر فطرت زائيده مى‏شود».

و همان گونه كه «ماكس پلانك» دانشمندى كه راه پى بردن به اسرار اتم را گشود مى‏گويد: «دين و علوم طبيعى در يك جبهه با شرك و الحاد و خرافات مى‏جنگند، و عامل اين جنگ همواره عقيده فطرى به خدا بوده و خواهد بود».

والسلام علی عباد الله الصالحین

برداشتی از کتاب ماتریالیسم و متافیزیک

خادم القرآن آیت الله العظمی دکتر محمّد صادقی تهرانی

 


تسبیح گویان رب

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

تمامى آفريدگان تسبيح گويان به وسيله سپاسگذارى خدایند، چنانكه در آياتی از قرآن هدايت هر موجودى را پس از آفرينشش از رحمت‏هاى ربانى وانمود كرده كه محورش همين تسبيح به حمد است، و اين تسبيح بر خلاف لغت فلسفه و عرفان كه احياناً آنرا تأييد مى‏كند، به اصطلاح تسبيح تكوينى نيست، نگرش درست مكلفان بسوى آنان و كاوش در ذاتيات و صفات و افعال آنان، خود گوياى اين است كه همگان آفريدگان خدايند، روى اين اصل دريافت اين تسبيح تنها مربوط به مكلفان است، بويژه تسبيح جمادات و نباتات، ولى اينجا جمله" ولكن لاتفقهون تسبيحهم" به كلى علم به اين گونه تسبيح را از كل آفريدگان سلب كرده و ويژه خود مكلفان قرار داده، كه شما هرگز نمى‏توانيد تسبيح اينان را دريابيد

ادامه مطلب »


نقدی بر سوفیسم

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

اين شبهه سوفسطائى، تنها مشكلى كه سر راه ما ايجاد مى‏كند «مشكل شعور و احساس» است، ولى احساس و درك ما از حوادث و پديده‏هاى جهان، در شمار وهم و خيالى كه هيچ گونه سايه‏اى از حقيقت در آن نباشد نيست. ما از سوفسطائیان مى‏پرسيم: اگر فرضاً حقيقتى در جهان باشد، به نظر شما ذات و صفات و آثار آن (كه اكنون آن را نيافته‏ايد) چگونه است؟ و ما چگونه مى‏توانيم آن را بشناسم؟

ادامه مطلب »


هو الله

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

كلمه «الله» از «اله» گرفته شده (يعنى تحيّر و سرگردانى) چرا كه مخلوقات از درك حقيقت و احاطه به چگونگى خدا، حيرانند. نه او را مى‏توان به حس درك كرد و نه به خيال؛ بلكه او ايجاد كننده خيال ها و آفريدگار حس ها است. چرا كه مخلوقات از درك حقيقت خدا عاجزند و در پرتو او اطمينان خاطر مى‏يابند و به درگاه ساحت او ناله سر مى‏دهند و راز و نياز مى‏كنند.

ادامه مطلب »


ايمان به خدا مدافع آزادى راستين

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

بعضى افراد با اينكه اقرار به وجود خدا دارند اما از ترس اينكه قيود بندگى به آزادى آنها لطمه مى‏زند از ايمان به او شانه خالى مى‏كنند. ولى بايد توجه داشت كه ايمان به خدا «قيد» هست اما قيد گشايش است. قيداست كه ضامن آزادى انسان از اسارت هواپرستى است و به آن افرادى كه در جستجوى رستگارى هستند، حيات و نور مى‏بخشد. پس هر قيدى چنان نيست كه رهائى از آن واجب و يا درست باشد. زيرا انسان به هر حال در قيد است. يا در قيد عقل است و يا در قيد هواپرستى. و روشن است كه با هواپرستى جلو تابش عقل گرفته مى‏شود.

ادامه مطلب »


مناظره پيرامون حدوث جهان

آفریدگار و آفریده | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

علوم تجربى و بررسي هاى عقلى كه بر علوم متكى است، ازليت ماده را از محالات مى‏داند، و قانون لاووازيه ارتباطى به فلسفه آفرينش از نظر ازليت و حدوث ندارد. و به فرض اينكه ارتباط داشته باشد گفتگوى ما با شما در محور آنچه كه گفته شده يا گفته مى‏شود ولى بدون برهان نيست. ما تابع دليل هستيم، و به هرجا كه ما را راهنمائى كند، دنبالش مى‏رويم.

ادامه مطلب »