ولایت رسول

ولایت و حکومت | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

 ولایت رسول در انحصار ابلاغ شرع الهی است اعم از فردی و اجتماعی، احکامی و سیاسی. چون رسول هم مرجع احکامی و هم سیاسی است بنابراین رسالتش شامل هر دو و هردو هم در انحصار وحی است. از جمله آیاتی که می‌توان مورد استدلال دو بعدی رسالت قرار گیرد: إِنَّـآ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ الْکِتَـبَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَآ أَرَاکَ اللَّهُ وَلاَ تَکُن لِّلْخَآئنِینَ خَصِیًما (۱۰۵) وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَّحِیًما[۲۶] این کتاب، کتاب حاکمیت بین الناس است. چه در قضاوت‌های خصوصی و چه در رهبری عمومی که متضمن فصل تمام مشکلات اجتماعی است. و «لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ» به سختی شامل احکام فردی است تا چه رسد در انحصار وظایف و تکالیف شخصی باشد که محور این آیه حکم بین الناس است که همه بینونت‌ها را از بین می‌برد و وحدتی همگانی و اجتماعی مقرر گرداند. «بِمَآ أَرَاکَ اللَّهُ» مجتمل بر ارائه اصلی و متنی نصوص و ظواهر قرآن و نیز رموزی اختصاصی است که سری خاص بین خدا و رسول است و حروف مقطعه قرآنی و نیز ارائه سنتی که در حاشیه کتاب و بر مبنای کتاب می‌باشد و یا این که در کتاب توصعه دهیم که کلما کتب علی الرسول باشد هر آنچه بر رسول نوشته شده. در هر صورت حاکمیت رسول تنها «بِمَآ أَرَاکَ اللَّهُ» بوده نه «ما اراه هو» و غیره که آن چرا خود یا غیر دیده وسیله حاکمیت رسالت حضرت نیست. رأی شخص رسول مطرح نیست تا چه رسد به آراء دیگران که به طریق اولی در حاکمیت رسالتی مطرح نیست و اینجاست که «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم...» که اولویت ما «بِمَآ أَرَاکَ اللَّهُ» ‌است و نه بر آراء شخص و یا شورا و «انفسهم» شامل نوامیس پنجگانه می‌باشد که ناموس دین، جان، عقل، عرض، و مال می‌باشد. که اگر حکم رسول با حکم مؤمنی در یکی از این نوامیس پنجگانه اختلاف داشت حضرتش در این حکم اولویت دارد. «انزلنا» در این آیه گرچه فعل ماضی است اما از لحاظ الکتاب که لااقل مجموعه قرآن مفصل است و نیز کل سنت نبویه را شامل است. مشتمل بر تمامی مستقبل رسالت وحی خواهد بود که نسبت به گذشت، گذشته است و نسبت به آینده به حساب تحقق او در ضمن فعل ماضی آمده. و «لتحکم» که تو حکم کنی و نه «لیحکم» که تنها حاکمیت کتاب باشد روی این مبنی است که قانون معصوم نیازمند به مجری معصوم نیز هست و در زمان رسول و تنها خود رسول شایستگی رهبری حاکمیت به کتاب را دارد و «بین الناس» نیز که حاکی از جدایی است، بیشتر متوجه به احکام اجتماعی است؛ چه در حوزه‌های قضایی و چه رهبری کل امت اسلامی. هر دو مشمول «لتحکم بین الناس می‌باشد و نه تنها مسئله گویی، آن هم در تکالیف شخصی ناس که تکالیف اجتماعی و سیاسی ناس اصل است و تکالیف شخصی شان فرع. در اصل حاکم بین الناس خداست که «ان الحکم الا للله و این حکم در چهره شرعی اش در دو بعد کتاب و سنت است که «وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَـبَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیَما اخْتَلَفُواْ فِیهِ[۲۷] و نیز یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِینَ هَادُواْ[۲۸] و آیه «لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ» در این مورد آیه محوری است که لتحکم حکم دو بعدی است؛ حاکمیت رسول و برای کتاب و «بِمَآ أَرَاکَ اللَّهُ»‌که تنها «بالکتاب» گرچه شامل سنّت نیز می‌باشد تا چه رسد به عقل بشری خود. یا در آخر کار به آراء مؤمنان بر اساس شورا یا غیر شورا و نه «‌بما اوحاه الله» که أَرَاکَ اللَّهُ از نظر کتاب و سنت اعم است از کتاب و سنّت و همه اش در اختصاص نشان دادن خدا است که در جمع حاکمیت و رهبری فقاهتی و سیاسی رسول در صدر ذیلش، بزرگ و کوچکش و همه اش «بِمَآ أَرَاکَ اللَّهُ» و پساوند آیه که «وَلاَ تَکُن لِّلْخَآئنِینَ خَصِیًما» و نفع خائنان در ستیز سخن با دیگران مباش که آن‌ها را به هیچ وجه مگیر و تنها بر مبنای «بِمَآ أَرَاکَ اللَّهُ» رهبری کند و این خود قرینه ایست دیگر که حکم محوری دینی آیه رهبری است. و آیه «لتحکم بین الناس بِمَآ أَرَاکَ اللَّهُ» از ویژگی‌های رهبری معصومان است که معنی تفویض بر رسول و امامان پس از وی نیز همین است و نه آن که تفویض در قانونگذاری باشد زیرا قانونگذاری در انحصار خدا است و روی این اصل این گونه حاکمیت مطلقه برای احدی به جز معصومان نیست بلکه «وامرهم شوری بینهم». در غیر احکام و نیز احکام و دیگر هیچ که حاکمیت شورا و نه فرد می‌تواند جانشین حاکمیت معصوم گردد که خطایش بسی کمتر و صحتش بسی بیشتر و اختلافش نیز ناچیز است. بر حسب حدیث، رأی رسول الله همیشه بجا و از دیگران خطا است ولی آن که بر مبنی الهی است هرگز خطا ندارد. و شاید رمز این که نخست «الکتاب» به میان آمده و سپس به «‌ماراک الله»‌این است که اصل در حاکمیت در تمامی ابعادش کتاب است و در حاشیه اش سنت و سپس قضاوت‌ها و رهبری جهان شمول اسلامی بر مبنای کتاب وسنت که برای رسول گرامی در بعد سومش نیز وحی است. ولی برای غیر رسول وحی شورا است. و در جمع وحی رسول در رهبری به همه ابعادش معصوم و بدون خطا است ولی برای فقیهان غیر معصوم در یک بعدش که قرآن است معصوم و در بعد سنت و حاکمیت سیاسی غیر معصوم است بلکه در استفاده از کتاب هم آن گونه صددرصد معصوم نیست گرچه کتاب در بعد اصلی اش معصوم ولی از نظر اجتهاد احیاناً مورد خطای مجتهدان است ولی سنت و حاکمیت سیاسی در اصل و فرعش جایز الخطا است که شورای با شرایط اصلی اسلامیش در دو بعد رهبری، حاکمیت غیر معصوم را نزدیک به حاکمیت معصوم می‌کند. و اصولاً این خود تفره‌ای است نابجا که از حاکمیت معصوم به حاکمیت فرع انتقال یابیم با آن که حاکمیت شورا هم تقویت آراء این افراد صلاحیت دا است و هم ثابت تر و هم مورد اعتقاد بیشتر است و هم از خطا و استدلال دور تر است و در جایی که رسول که عقل کل است مأموریت دارد که «وَ اتَّبِعْ مَا یُوحَی إِلَیْکَ وَ اصْبِرْ حَتَّی یَحْکُمَ اللَّهُ»[۲۹] «وَ اصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنَا»(۴۸:۵۲) «فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لاَ تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ»[۳۰] «وَ لاَ تُطِعْ مِنْهُمْ ءَاثِمًا أَوْ کَفُورًا»[۳۱] که سرجمع حکم شخصی آن حضرت منهای وحی حجت شرعیه نیست. آیا احکام شخصی فقهای امت حجت شرعیه است!؟ و در پرتو این آیه، آیات زیرین نیز هماهنگ آن حاکمیت مطلق شرعی و سیاسی رسول را ثابت می‌کند....................................[۳۲] «یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لاَ تُقَدِّمُواْ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِی وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»[۳۳] «إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَی إِلَیَّ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الاَعْمَی وَالْبَصِیرُ أَفَلاَ تَتَفَکَّرُونَ»[۳۴] «قُلْ إِنَّمَآ أَتَّبِعُ مَا یُوحَی إِلَیَّ مِن رَّبِّی هَـذَا بَصَآلـِرُ مِن رَّبِّکُمْ وَهُدًی وَرَحْمَةٌ لِّقَوْم یُؤْمِنُونَ[۳۵] «إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَی إِلَیَّ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْم عَظِیم[۳۶] وَ اتَّبِعْ مَا یُوحَی إِلَیْکَ وَ اصْبِرْ حَتَّی یَحْکُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحَـکِمِینَ»[۳۷] «وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَآءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَـوَ تُ وَ الاَرْضُ وَ مَن فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنَـهُم بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِکْرِهِم مُّعْرِضُونَ»[۳۸] و در جائی که عقل خود رسول در امور احکامی و سیاسی به عنوان رهبری رسالتی مطرح نیست، چگونه ممکن است عقول ناقصه دیگران مطرح باشد تا جائیکه رسول حتی رأی خود را در برابر رأی دیگران کنار بزند.[۳۹] والسلام علی عبادالله الصالحین برداشتی از کتاب حکومت صالحان، ولایت فقیهان خادم القرآن آیت الله العظمی دکتر محمّد صادقی تهرانی   ↑ قرآن کریم - (سوره نساء - آیه ۱۰۶) ↑ قرآن کریم (۲۱۳:۲) ↑ قرآن کریم (۲۴:۵) ↑ قرآن کریم (۱۰۹:۱۰) ↑ قرآن کریم (۴۸:۶۸) ↑ قرآن کریم (۲۴:۷۶) ↑ قرآن کریم (۳۶:۳۳) ↑ قرآن کریم (۱:۴۹) ↑ قرآن کریم (۵۰:۶) ↑ قرآن کریم (۲۰۳:۷) ↑ قرآن کریم (۱۵:۱۰) ↑ قرآن کریم (۱۰۹:۱۰) ↑ قرآن کریم (۷۱:۲۳) ↑ حکومت صالحان ولایت فقیهان - دکتر محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه


اکمال دین

ولایت و حکومت | ۱۳۹۵/۶/۲۴ ۱۶:۳۰:۰۰ |

امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و این اسلام را برای شما (به عنوان) طاعتی (شایسته و بایسته و پیوسته) پسندیدم‌ ...

ادامه مطلب »


ولایت

ولایت و حکومت | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

مسلمان بایستی همیشه دنباله رو اصلاح خویش و خود سازی باشد. و نیز بایستی دنباله روی اصلاح دیگران باشد که ولایت به مفهوم وسیعش دو بعدی خواهد بود مگر برای دیوانگان وصفیان که صلاح کار خودشان را نمی دانند. در مورد اینان ولایت فاعلی نسبت به آن‌ها تنها در بعد دوم است و دیگری بایست عهده دار سازندگی آن‌ها باشد و در اطفال چه یتیمان و چه غیر یتیمان که اصلاحشان در هر دو بعد ناقص و نیازمندند به نظارت ولی است. بنابراین ولایت دارای زوایا و ابعاد گوناگون است

ادامه مطلب »


ولایت و رهبری شورایی

ولایت و حکومت | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

ولایت رهبری تقلیدی و سیاسی در زمان غیبت در اختصاص شوری است وآن هم چون صددرصد مصون از خطا نیست نه ولایت مطلقه است و نه اولویتی که رسول و ائمه بر مؤمنان داشته‌اند؛ بلکه ولایتی است اضطراری در زمان غیبت که احیاناً قابل عزل ونقض بوده. گرچه مادامی که دلیلی قاطع بر خطای شورای رهبری نباشد لازم الاطاعه است.

ادامه مطلب »


کوثر

ولایت و حکومت | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

كوثر که علم، معرفت، عصمت علياى رسالت، قرآن و ساير امتيازات معنوى ويژه حضرتش را در بر دارد، در تمامى آنها گوى سبقت را بر همگان درعرض زمين و طول زمان ربوده است.از نظر فرزندش حضرت صديقه كوثر (عليهما السلام) است كه هم خود كوثر است و هم شوهر و فرزندان معصومش كوثرند.از نظر داماد على (عليه السلام) است كه وزير، برادر و خود حضرتش مى باشد، و در جمع از نظر تمامى كمالات شايسته سرآمد همگان است.

ادامه مطلب »


ظهور دولت مهدی

ولایت و حکومت | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

ظهور و انقلاب و تشكیل قواى دولت مهدى‏ (عج) یک اتفاق شگفت‏انگیز است. اصحابش از اكناف جهان در چشم بر هم زدنى به گِردش فراهم آیند. نداى او را طوایف بشریّت به لغات گوناگون خود بشنوند. طلوعش همچون طلوع خورشید براى هر بیننده‏اى هویدا و قابل هیچ گونه تردیدى نیست.

ادامه مطلب »