همراهي ابوبکر در غار، فضيلت يا ...

ولایت و حکومت | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

همراهي در غار، فضيلت يا ...

برخي از برادران سني مذهب ما همراهي ابابکر با پيامبر(ص) در غار را فضيلت ابابکر تلقي نموده‌اند. البته مسلم است که اين همراهي از رذائل نیست. زيرا او در جرگه مشرکان که بر قتل پيامبر(ص) هماهنگ شده و به خانه‌اش يورش بردند نبوده است ولي براي دريافت حقيقت اين همراهي خجسته بايد آن را دقيق بررسيم:

خدا در اين باره مي فرمايد:

«ااگر او [:پیامبر] را یاری نکنید همواره خدا(یش) به‌راستی یاریش کرده‌، چون او را کسانی که کفر ورزیدند (از مکه) برون راندند. وی نفر دوم از دو تن بود، آن‌گاه که این دو در غار (ثور) بودند. وقتی (حضرتش) به همراهش می‌گفت: «اندوه مدار که خدا به‌راستی با ماست.» پس خدا آرامش خود را بر او [:پیامبر و نه بر نفر دیگر] فرو فرستاد و او را با سپاهیانی که آنها را نمی‌دیدید تأیید کرد و کلمه‌ی کسانی را که کفر ورزیدند پست‌ترین (کلمه) گردانید. و کلمه‌ی خداست که (هم)او برترین (کلمه) است و خدا عزیزی حکیم است.»[1]

برادران سني ما با استناد به اين آيه مي‌گويند: ابوبکر يگانه همراه پيامبر(ص) بود که حضرت(ص) او را در اين سفر برگزيد و با وجود ياران سرشناس، ديگران را در اين سفر همراه خود نکرد. همين، گوياي منزلت والاي ابابکر نزد پيامبر(ص) است.

پاسخ ما :

اولاً: اين همراهي تنها در غار بوده و منحصر به فرد است. گواه گوياي اين ادعا، فرمايش پيامبر(ص) در پاسخ ابوبکر است که پرسيد چرا مرا از ابلاغ برائت کنار نهادي؟ و حضرت(ص) فرمود: چگونه مي‌تواني اين رسالت را ادا کني در حالي که در غار همراه من بودي. بي‌ترديد تنها همراه پيامبر(ص) در غار ابوبکر بوده زيرا قرآن مي‌فرمايد: «آنگاه که به همراهش گفت...»

به همين جهت ابوبکر تنها برگزيده سفر پنهاني و پناه‌جوئي پيامبر(ص) در غار است. ولي اين گزينش و برجستگي تنها در همين رخداد بوده و مطلق نمي‌باشد.

همراهي دو نفر گوياي همترازي آنان در باورها، انديشه‌ها و... نمي‌باشد. همراهي دو نفر تنها گوياي همترازي در جاست نه جايگاه.

گاهي قرآن بيانگر همراهي يک مشرک با يک موحد است که فقط گفتگوئي با هم داشته و چنين بيان مي‌کند: «و برای آنان، دو مرد را مَثَل بزن، که به یکی از آنها دو باغ انگور دادیم و پیرامون آن دو (باغ) را با درختان خرما پوشاندیم، و میان آن دو کشتزاری قرار دادیم؛ (۳۲)هر دو باغ خوراکی خود را (به شایستگی) آوردند و از آن چیزی را نکاستند. و میان آن دو باغ نهری شکافتیم. (۳۳)و برای آن ثمری فراوان بود. پس به همراهش - در حالی که با او گفت‌وگو می‌کرد - گفت: «مال من از مال تو بیشتر است و از حیث افراد توانمند (هم) از تو نیرومندترم.» (۳۴)و داخل باغش شد در حالی که بر خویشتن ستمکار بود، (و) گفت: «گمان نمی‌برم این (باغ) هرگز زوال پذیرد.» (۳۵)«و گمان (هم) نمی‌کنم که ساعت (قیامت) بر پا باشد و اگر (هم) سوی پروردگارم بازگردانده شوم، همانا بی‌چون جایگاهی نوین (و) بهتر (از این) خواهم یافت.» (۳۶)همراهش - در حالی‌که با او گفت‌وگو می‌کرد - به او گفت: «آیا به آن کس که تو را از خاک (و) سپس از نطفه آفرید (و) آن‌گاه تو را مردی بساخت، کافر شدی‌؟» (۳۷)لیکن ما (می‌گوییم) : «اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی‌سازم.».

اين آيات مشرک و موحد را همراه و رفيق هم توصيف نموده ولي اين دو را فراتر از همراهي، با هم يکسان نمي‌انگارد، آيات ديگري است که پيامبر(ص) را همراه شرک‌گرايان دانسته است.

از اين بالاتر اينکه گاهي انسان همراه حيوان يا عکس آن رخ مي‌دهد. خدا در کتابش فرمود: «پس در [امتثال] حکم پروردگارت شکيبائي ورز، و مانند همدم ماهي [= يونس] مباش؛ ...»

اگر پيامبر(ص) او را پرهيز نمي‌داد و خطاب نمي‌کرد که «غمگين مباش! خدا با ماست» ما نمي‌دانستيم همراه پيامبر(ص) در غار حيوان بوده يا انسان!

ضمن آنکه آرامش نازل شده ويژه پيامبر(ص) بوده و همراه او از آن بي‌بهره مانده. چنانکه قرآن مي‌فرمايد: «سپس خدا آرامش (ویژه‌ای از)خود بر فرستاده‌اش و بر مؤمنان فرستاد و سپاهیانی (هم) فروفرستاد (که) آنها را نمی‌دیدید و کسانی را که کفر ورزیدند عذاب کرد و این (همان) سزای کافران بود. »[3]، و «او کسی است که در دل‌های مؤمنان آرامش (ویژه) را فرو فرستاد تا ایمانی با (داشتنِ) ایمانشان بیفزایند. و سپاهیان آسمان‌ها و زمین تنها از خدایند. و خدا بس دانایی سنجیده‌کار بوده است.»[4]، و «... پس آنچه در دل‌هایشان بود دانست و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزی نزدیکی را به آنان پاداش داد. »[5].

در اين آيات ما شاهديم که خدا آرامش خود را در جوار پيامبر(ص) بر ديگر مؤمنان فرو مي‌فرستد ولي بر ابو بکر که در غار کنار پيامبر(ص) است فرو نمي‌فرستد. اگر آرامش داشت بايد فرياد نکند تا جان پيامبر(ص) در امان باشد که چنين نشد.. حال سؤال است که چرا آرامش بر او فرود نيامد؟

اگر گفته شود: خليفه نيازي به نزول آرامش نداشت و او هميشه آرام بود پاسخ اين است که اولا پيامبر(ص) به اين، نسبت شايسته‌تر بود و ثانيا نگراني، اظهار پريشان‌حالي ابا بکر و نهي پيامبر(ص) اين گفته را رد مي‌کند.

نتيجه اينکه فرو فرستادن آرامش براي افزايش باور ايمان است. فرو نيامدن آرامش بر ابا بکر تنها ناشي از ناشايستگي و نالايقي او براي اين اتفاق است.

حال مي‌توان حقيقت استناد پيامبر(ص) در برکناري ابا بکر از مأموريت ابلاغ برائت به اينکه «تو در غار با من بودي را بهتر دريافت کرد.»

اگر همراهي در غار براي خليفه بزرگي و کرامت بود. بايد لياقت او براي ابلاغ برائت را در پي داشت. در حالي که چنين نبوده و همراهي در غار براي بي‌لياقتي او مورد استناد پيامبر(ص) قرار مي‌گيرد.

والسلام علی عباد الله الصالحین

برداشتی از کتاب علی و زمامداران

خادم القرآن آیت الله العظمی دکتر صادقی تهرانی


[1]) توبه، 40

[2] - کهف، 32 ـ 38

[3] - توبه، 26

[4] - فتح، 4

[5] - فتح، 18


اکمال دین

ولایت و حکومت | ۱۳۹۵/۶/۲۴ ۱۶:۳۰:۰۰ |

امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و این اسلام را برای شما (به عنوان) طاعتی (شایسته و بایسته و پیوسته) پسندیدم‌ ...

ادامه مطلب »


ولایت

ولایت و حکومت | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

مسلمان بایستی همیشه دنباله رو اصلاح خویش و خود سازی باشد. و نیز بایستی دنباله روی اصلاح دیگران باشد که ولایت به مفهوم وسیعش دو بعدی خواهد بود مگر برای دیوانگان وصفیان که صلاح کار خودشان را نمی دانند. در مورد اینان ولایت فاعلی نسبت به آن‌ها تنها در بعد دوم است و دیگری بایست عهده دار سازندگی آن‌ها باشد و در اطفال چه یتیمان و چه غیر یتیمان که اصلاحشان در هر دو بعد ناقص و نیازمندند به نظارت ولی است. بنابراین ولایت دارای زوایا و ابعاد گوناگون است

ادامه مطلب »


ولایت و رهبری شورایی

ولایت و حکومت | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

ولایت رهبری تقلیدی و سیاسی در زمان غیبت در اختصاص شوری است وآن هم چون صددرصد مصون از خطا نیست نه ولایت مطلقه است و نه اولویتی که رسول و ائمه بر مؤمنان داشته‌اند؛ بلکه ولایتی است اضطراری در زمان غیبت که احیاناً قابل عزل ونقض بوده. گرچه مادامی که دلیلی قاطع بر خطای شورای رهبری نباشد لازم الاطاعه است.

ادامه مطلب »


ولایت رسول

ولایت و حکومت | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

ولایت رسول در انحصار ابلاغ شرع الهی است اعم از فردی و اجتماعی، احکامی و سیاسی. چون رسول هم مرجع احکامی و هم سیاسی است؛ بنابراین رسالتش شامل هر دو و در انحصار وحی است. وحی رسول در رهبری به همه ابعادش معصوم و بدون خطا است ولی برای فقیهان غیر معصوم در یک بعدش که قرآن است معصوم و در بعد سنت و حاکمیت سیاسی غیر معصوم است بلکه در استفاده از کتاب هم آن گونه صددرصد معصوم نیست گرچه کتاب در بعد اصلی اش معصوم ولی از نظر اجتهاد احیاناً مورد خطای مجتهدان است ولی سنت و حاکمیت سیاسی در اصل و فرعش جایز الخطا است که شورای با شرایط اصلی اسلامیش در دو بعد رهبری، حاکمیت غیر معصوم را نزدیک به حاکمیت معصوم می‌کند. و اصولاً این خود تفره‌ای است نابجا که از حاکمیت معصوم به حاکمیت فرع انتقال یابیم با آن که حاکمیت شورا هم تقویت آراء این افراد صلاحیت دا است و هم ثابت تر و هم مورد اعتقاد بیشتر است و هم از خطا و استدلال دور تر است

ادامه مطلب »


کوثر

ولایت و حکومت | ۱۳۹۳/۳/۲۳ ۱۶:۳۰:۰۰ |

كوثر که علم، معرفت، عصمت علياى رسالت، قرآن و ساير امتيازات معنوى ويژه حضرتش را در بر دارد، در تمامى آنها گوى سبقت را بر همگان درعرض زمين و طول زمان ربوده است.از نظر فرزندش حضرت صديقه كوثر (عليهما السلام) است كه هم خود كوثر است و هم شوهر و فرزندان معصومش كوثرند.از نظر داماد على (عليه السلام) است كه وزير، برادر و خود حضرتش مى باشد، و در جمع از نظر تمامى كمالات شايسته سرآمد همگان است.

ادامه مطلب »