حسین (ع) قلب تپنده آزادگی جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۳۰

میلاد امام حسین (ع) مبارک باد حسین (ع) قلب تپنده عزّت و آزادگی و دعوت عمل به کتاب الله حسین علیه‏السلام نهضت فکری و آزادی‏خواهانه خود را، نهضت دعوت به کتاب الله، و احیای منش آزادی‏بخش رسول خدا اعلام می‏دارد، و به مردم بصره می نویسد: " فَلَعُمْری مَا الإمامُ إلاّ الحاکِمُ بِالْکِتابِ ، القائِمُ بِالْقِسْط ، الدّائِنُ بِدینِ الحَقِّ ، الحابِسُ نَفْسَهُ عَلی ذلِکَ للّه" "به جان خودم سوگند! پیشوای راستین مردم، تنها آن کسی است که بر اساس مقررات قرآن، مدیریت و داوری کند؛ عدل و داد را به راستی برپای دارد، به آیین حق و عدالت عمل کند، و هماره در اندیشه به دست‏آوردن خشنودی خدا، به سبکی خداپسندانه زندگی کند".امام حسین (ع)، هماره پیروز و سرفراز، شکست‏ناپذیر، و قلب تپنده آزادگی بود؛ چنانکه در اندیشه ارزش‏ها و جهان، ماندگار و جاودانه شد، نه فناپذیر و زودگذر.


حسین (ع) قلب تپنده عزّت و آزادگی و دعوت عمل به کتاب الله

حسین علیه‏السلام نهضت فکری و آزادی‏خواهانه خود را، نهضت دعوت به کتاب الله، و احیای منش آزادی‏بخش رسول خدا اعلام می‏دارد، و به مردم بصره می نویسد:

«فَلَعُمْری مَا الإمامُ إلاّ الحاکِمُ بِالْکِتابِ ، القائِمُ بِالْقِسْط ، الدّائِنُ بِدینِ الحَقِّ ، الحابِسُ نَفْسَهُ عَلی ذلِکَ للّه‏ِ»(1)

«به جان خودم سوگند! پیشوای راستین مردم، تنها آن کسی است که بر اساس مقررات قرآن، مدیریت و داوری کند؛ عدل و داد را به راستی برپای دارد، به آیین حق و عدالت عمل کند، و هماره در اندیشه به دست‏آوردن خشنودی خدا، به سبکی خداپسندانه زندگی کند».

امام حسین (ع)، هماره پیروز و سرفراز، شکست‏ناپذیر، و قلب تپنده آزادگی بود؛ چنانکه در اندیشه ارزش‏ها و جهان، ماندگار و جاودانه شد، نه فناپذیر و زودگذر.

هنگامی که «حُرّ» راه او را به سوی کوفه بست و پس از گفت و شنودی، به او هشدار داد که اگر بر تصمیمش پافشاری کند، کشته خواهد شد، با قلبی هدفدار وشکست‏ناپذیر فرمود:

"لَیْسَ شأْنِی شأْنُ مَنْ یَخافُ الْمَوتَ، ما اَهْوَنَ الْمَوتِ عَلی سَبِیلِ نِیلِ الْعِزِّ وَاِحْیَاءِ الْحَقِّ؛ لَیْسَ الْمَوتُ فِی سَبِیلِ الْعِزِّ اِلاّ حَیاةً خالِدَةً، وَلَیسَتِ الْحَیاةُ مَعَ الذُّلِ اِلاَّ الْمَوتَ الَّذی لا حَیاةَ مَعَهُ. اَفَبِالْمَوْتِ تُخَوِّفُنِی؟ هَیْهاتَ، طـاشَ سَهْمُکَ، وَخابَ ظَنُّکَ. لَسْتُ اَخافُ الْمَوتَ، اِنَّ نَفْسِی لَأَکْبَرُ مِنْ ذلِکَ، وَ هِمَّتی لَأَعْلَی مِنْ أَنْ أَحْمِلِ الضَّیمَ خَوْفاً مِنَ الْمَوتِ، وَ هَلْ تَقْدِرُونَ عَلی اَکْثَرَ مِنْ قَتْلِی؟ مَرْحَباً بِالْقَتْلِ فِی سَبِیلِ‏اللّهِ، وَلکِنَّکُمْ لا تَقْدِرُنَ عَلی هَدْمِ مَجْدِی وَمَحْوِ عِزِّی وَ شَرَفِی، فَإذاً لا اُبـالِی بِالْقَتْلِ".(2)

«من کسی نیستم که از مرگ بهراسد و چنین چیزی هرگز در شأن من و نهضت آزادی‏خواهانه من نیست. به راستی مرگ پرافتخار برای آفرینش، عزّت و سربلندی و در راه زنده ساختن حق و عدالت، چه قدر ناچیز و آسان است؛ چراکه مرگ در راه عزّت و سرفرازی جز زندگی جاودانه نیست و زندگی ذلّت‏بار نیز جز مرگ چیز دیگری نیست. آیا مرا از مرگ می‏ترسانی؟ راستی که تیرت به خطا رفت و پندارت تباه گردید؛ چرا که من کسی نیستم که از مرگ انتخابی و حکیمانه بهراسم. سبک و منش من پرشکوه‏تر و همت و مردانگی‏ام پر فرازتر از آن است که از ترس مرگ، ذلّت و بیداد را بپذیرم! آیا به راستی شما بر چیزی فراتر از کشتن جسم من توانایی دارید؟ درود خدای بر کشته شدن در راه او، اما بدانید که شما ناتوان‏تر از آن هستید که روح شکست‏ناپذیر و شرافت والای مرا نابود سازید، بنا بر این چه باک از کشته شدن در راه عدالت وآزادگی.»

والسلام علی عبادالله الصالحین

-----------------------------------------------------------------

1- بحارالانوار، ج 44، ص 335؛ تاریخ طبری، ج 7، ص 235

2ـ احقاق الحق، ج 11، ص 600