معنای شفاعت جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۳۰

"ولايقبل منها شفاعه" قبول شفاعت را از گنهكارانى نفى مى‏كند، كه قابل شفاعت نيستند، كسانى كه اعمال زشتشان بسيار بيشتر از اعمال زيباى آنها است، شايسته شفاعت نيستند، و زمينه شفاعت تنها در هنگام نزديك بودن مقدار اعمال خير و شر به سبب لطف الهى تحقق مى‏پذيرد، كه همين نيز طبعاً تنها با رضايت و اذن خدا انجام مى‏گردد


وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ (بقره - 48)

و لايقبل منها شفاعه" قبول شفاعت را از گنهكارانى نفى مى‏كند، كه قابل شفاعت نيستند، كسانى كه اعمال زشتشان بسيار بيشتر از اعمال زيباى آنها است، شايسته شفاعت نيستند، و زمينه شفاعت تنها در هنگام نزديك بودن مقدار اعمال خير و شر به سبب لطف الهى تحقق مى‏پذيرد، كه همين نيز طبعاً تنها با رضايت و اذن خدا انجام مى‏گردد، و آيات (21: 28)، (19: 78)، (43: 86)، (53: 26) مورد شفاعت را اختصاص مى‏دهند، كه مورد خشنودى خدا مشروط با عهدى با او و گواهى به حق يعنى شرط شفاعت، رضايت، و اذن الهى و شايستگى فرد مورد شفاعت است، و رعايت عهد الهى جزء اصلى اين شايستگى است.

کلمه شفاعت در لغت عرب گرفته شده از شفع می باشد که در مقابل وتر است (شفع یعنی جفت و وتر یعنی طلق و فرد).

کلمه شفاعت از آنروی از شفع (به معنای جفت) گرفته شده است که شخصی گنه کار اگر فرد و تنها باشد سزاوار عقوبت و عذاب خواهد بود در حالی که همین شخص عاصی و گنه کار با ضمیمه نمودن خویش با شخص دیگری که آبرویی نزد حضرت حاکم دارد و با این همراهی به عفو و بخشش حاکم نائل می گردد.

ناگفته نماند، این بدان معنا نیست که فرد گنه کار همه چیز را رها نموده و جهت طلب آمرزش و بخشش و چشمپوشی مولا و سرور خود تنها و تنها به همراه نمودن خود با شخص آبرومند و شفاعت وی اکتفا نماید، بلکه شفاعت آخرین کاری است که فرد عاصی نادم بدان متوسل می گردد و پیش از آن هر آنچه که از دستش بر می آمده در راه طلب آمرزش فروگذاری نکرده و در نهایت به شفاعت روی آورده و از آن بهره مند می گردد.

بنابراین بدین ترتیب شخصی شفاعت کننده با همراه نمودن خویش با فرد ناقص جبران نقص وی را نموده و به کمال لازم و مطلوب می رساند.

اقسام شفاعت:

شفاعت در منطق قرآن کریم بر دو نوع می باشد، شفاعت تکوینی و شفاعت تشریعی.

شفاعت تکوینی آن است که در معجزات فرستادگان الهی می بینیم.

در اینجا سببی از اسباب ضمیمه موجود ناقص گشته و با اتمام اسباب و تحقق امر مذبور شفاعت تکوینیه نیز تحقق می پذیرد.

این معجزات همگی افعال خداوند سبحان می باشد که از غیر او بر نمی آید و این عمل بدست انبیای الهی انجام می گردد تا دلیلی باشد بر اینکه این افراد در ارتباط با آن مبدا فیض بوده و فرستادگان اویند و حالین وحی و رسالت او می باشند وگرنه هرگز عیسی ابن مریم (ع) به تنهایی و بدون شفاعت تکوینی حضرت حق نمی تواند پرنده ای را از گل ساخته و با دمیدن در آن بدان جان بخشد، و این امر با اذن الهی انجام گرفته که همان شفاعت تکوینی بوده و دلیلی است روشن بر صدق و حقانیت ادعای رسالت و نبوت آن حضرت (ع).

اما شفاعت تشریعی به دو قسم می باشد، شفاعت تشریعی در احکام دینی و شفاعت در روز جزا که مستحقین آتش دوزخ با میانجگری شفاعت کنندگان از جهنم سوزان نجات می یابند.

اما شفاعت تشریعی در احکام شریعت که بران ولایت تشریعی گفته می شود این است که شخصی رسول (ص) و یا ولی او (ع) بخواهد از پیش خود احکامی را صادر کند، که در منطق قرآن کریم این صحیح نبوده و بحث آن در صفحات آتیه خواهد آمد.

و شفاعت روز جزا نیز آن است که نقص اعمال و افعال بندگان با ضمیمه شدن شخصی شفاعت کننده برطرف شده و با از میان رفتن آن نقص و کاستی اعمال و افعال عبادی عباد مورد قبول پروردگار این عباد قرار می گیرد، چرا که او ربی نقص است و کامل ، و کامل جز کامل را نمی پذیرد و پذیرای ناقص نبوده و نخواهد بود[1]، لازم به ذکر است عدد آیاتی که کلمه شفاعت (با تعابیر گوناگون) در قرآن کریم وارد شده و یا به نوعی مبحثی از شفاعت داشته به نحوی مرتبط با آن می باشد 31 آیه می باشد که از امور گوناگونی سخن می گوید که به یاری حضرت حق و در حد توان خود پیرامون آنها سخن خواهیم گفت.

برخی از این 31 آیه شریفه راجع به شفاعت تکوینی بوده و برخی دیگر از شفاعت تشریعی در احکام و برخی دیگر از شفاعت روز جزا سخن می گویند.

والسلام علی عباد الله الصالحین

برداشتی از تفسیر الفرقان

خادم القرآن آیت الله العظمی دکتر صادقی تهرانی

 

 


[1] ناگفته نماند که مراد ما از کامل بودن اعمال ، کامل مطلق نبوده و مراد کامل نسبی است که مناسب مقام صاحب آن می باشد.